خرید تمام هفت خوان جزوه زیست شناسی دکتر جعفر فرزانه

کنکور و المپیاد زیست شناسی 1404 ( 100 در صد تضمینی و مطمئن ) | شماره تماس : 09123667097

 

شما همه قطعاً می‏دونین که مهره ‏داران ،جانورانی هستن که طناب عصبی پشتی‏اشان توسط یک تونل استخوانی محافظت می‏شود. مهره‏داران به ترتیب پیدایش و تکامل شامل ماهی‏ها، دوزیستان، خزندگان، پرندگان و پستانداران هستند. پستانداران که معرف حضور هستن از نظر رژیم و منوی غذایی در سه دسته گیاهخوار (مثل گاو)، همه چیزخوار (مثل حضرتعالی  و کرم خاکی) و گوشتخوار (مثل شیر جنگل) دسته‏بندی می‏شوند. خود پستانداران گیاهخوار هم در دو دسته نشخوار کننده (دو بار جویدن غذا با فاصله زمانی) و غیر نشخوارکننده (یکبار جویدن غذا) طبقه بندی می‏شوند. نشخوارکنندگان نسبت به غیر نشخوارکنندگان دستگاه گوارش کامل‏تر و پیچیده‏تری دارند.

انواع پستانداران گیاهخوار(یا علفخوار):

علفخواران باید مشکل استفاده از سلولز گیاهان را حل کنند چرا که جز گیاهان، منبع غذایی دیگر ندارند و چون خودشان ژن سلولاز را ندارند از تجزیه کنندگان دیگر (مثل اشرشیاکلای که نوعی باکتری است و تاژکداران جانور مانند که از آغازیان است ) با رابطه همزیستی کمک می­گیرند.

      1-پستانداران غیر نشخوار کننده(تک معده ای ها):مثل فیل و اسب که اصلا در کتاب درسی شما مطالعه نشده.این دسته از جانوران در روده کور و ابتدای روده بزرگ خود تعداد زیادی جانداران تجزیه کننده سلولز را دارند.

 

 

2-پستانداران نشخوار کننده(چهار معده ای ها): مثال معروف و ذکر شده در کتاب درسی، گاو و گوسفند است (شما میتونین به اینا بز، آهو و گوزن را هم اضافه کنین)  و در آنها اجزای سازنده لوله گوارش شامل دهان، مری، معده، روده و مخرج است. معده بیش از اندام‏های سازنده لوله گوارش، تغییر و تکامل یافته و پیچیده‏تر شده است، بطوریکه می‏توان چهار قسمت در معده تشخیص داد، دو قسمت در بالا (سیرابی و نگاری) و دو قسمت در پایین (هزارلا و شیردان):

الف) سیرابی: اولین بخش از معده که غذای گیاهی بصورت نیمه جویده وارد آن می‏شود. سیرابی بزرگترین بخش معده بوده و نسبت به بقیه بخش‏های سازنده به دُم نزدیکترین است. در این شکل سیرابی بصورت یک کیسه بزرگی نشان داده شده که چین خوردگی‏های عمیق ولی با تعداد کم در دیواره آن وجود دارد. سیرابی درست در عقب دیواره پشتی نگاری قرار دارد. وظیفه سیرابی در ذخیره کردن موقتی غذا می باشد، بطوریکه در نشخوارکنندگان غذا به سرعت و نیمه جویده وارد آن می‏شود تا در فرصت مناسب و یا در مکانی امن آنرا جانور ،نشخوار کرده (بالا آوردن) و وارد دهان کند و مجدداً کامل بجود.

به گفته کتاب درسی در محتویات غذایی سیرابی، میکروب‏هایی زندگی می‏کنند که بی‏آزار هستند. این میکروب‏ها شریک غذایی نشخوارکنندگان هستند بطوریکه می‏توانند آنزیم سلولاز را تولید و ترشح کنند و باعث گوارش شیمیایی سلولز غذاهای گیاهی شوند. حاصل گوارش شیمیایی سلولز، مونومرهای گلوکز است که هم مورد استفاده میکروب‏ها قرار گرفته و باعث تکثیر آنها می‏شود و هم مورد استفاده و جذب نشخوارکننده میزبان می‏شود. حالا چرا سلولاز را بدن نشخوارکننده تولید و ترشح نمی‏کند؟ خُب جوابش ساده هست، چون ژن سازنده سلولاز را در یاخته‏هایش ندارد. البته واقعیت اینست که اغلب نشخوارکنندگان توانایی تولید سلولاز را ندارند ولی بعضیا این توانایی را دارند (مسلماً اونایی که این توانایی را دارن ژن سلولاز را هم دارن). علت استفاده سلولز غذاهای گیاهی توسط نشخوارکنندگان این است که سلولز، مقدار زیادی انرژی دارد. در کتاب درسی، گفته که توسط این میکروب‏ها، سلولز تولید می‏شود که قطعاً اشتباه لُپّی بوده و شما اون رو سلولاز تصحیح بفرمایید، چون سلولز توسط گیاهان تولید می شود(نه میکروب ها).

سلولز، پلی ساکارید پیچیده‏ای نیست ولی چون در ترکیب با دیگر پروتئین‏ها و پلی‏ساکاریدهای غذاهای گیاهی است و چون اغلب نشخوارکنندگان سلولاز ندارند حضور این دسته از میکروب‏ها باعث اثربخش‏تر شدن زندگی گیاهخواری می‏شود. هرچند میکروب‏های سیرابی یکی از مهمترین آنزیم‏های گوارشی (سلولاز) را وارد سیرابی می‏کنند ولی بدلیل اینکه غذا نیمه جویده است و هنوز کاملاً گوارش مکانیکی پیدا نکرده است گوارش شیمیایی زیاد مؤثر نیست بطوریکه کتاب درسی گفته که در سیرابی پس از بلع اول، توده غذا تا حدودی گوارش پیدا می‏کند و قطعاً در این جمله منظور گوارش مکانیکی نیست و منظور همان گوارش شیمیایی است. گوارش شیمیایی نسبی انجام شده در سیرابی در این مرحله مدیون موارد زیر است:

1) میکروب‏های موجود در محتویات غذایی سیرابی.

2) ترشح مایعات که از دیواره سیرابی منشأ می‏گیرد.

3) حرارت بدن که به فعالیت آنزیم‏های گوارشی سرعت می‏دهد.

4) حرکات سیرابی که باعث افزایش مخلوط شدن سلولاز با غذای گیاهی نیمه جویده شده می‏شود.

ب) نگاری: توده غذایی که تا حدودی گوارش شیمیایی پیدا کرده است از سیرابی به نگاری عقب گرد کرده و وارد نگاری می‏شود. نگاری نسبت به سیرابی کوچکتر است ولی نزدیک‏ترین بخش معده به گردن جانور است.

رنگ سبز فلش‏دار نشان داده شده در این شکل ؛ مسیر حرکت غذا را از دهان به مری، سیرابی و برگشت آن تا داخل نگاری را نشان می‏دهد.

کتاب درسی برای نگاری وظیفه نگفته ولی دیواره ماهیچه ‏ای ضخیم و قوی آن نیروی لازم برای برگشت محتویات غذای از نگاری به مری را تأمین می‏کند. برگشت غذای نیمه جویده از نگاری به مری و سپس دهان (و بلع دوم) با رنگ قرمز فلش‏دار، نشان داده شده است. غذای نیمه جویده، پس از رسیدن از مری به دهان، دوباره به کمک دندان‏ها و ماهیچه‏ های آرواره‏ها، گوارش مکانیکی پیدا می‏کنند و سپس طی بلع دوم وارد مری شده و از آنجا وارد سیرابی و سپس نگاری می‏شود. در این حالت محتویات غذایی شکل مایع بخود گرفته است (این مرحله در شکل کتاب درسی دیده نمی‏شود).

ج) هزارلا: محتویات غذایی دوبار جویده شده از نگاری به هزارلا جریان می‏یابد. در هزارلا چین‏خوردگی زیاد و کم عمق وجود دارد که باعث افزایش جذب آب غذای گیاهی می‏شود. به گفته کتاب درسی، هزارلا بصورت یک اتاقک لایه لایه دیده می‏شود.

د) شیردان: در این قسمت از معده، آنزیم‏های گوارشی (عمدتاً سلولز) وارد عمل می‏شوند و چون غذای دوبار جویده شده وارد آن شده است، بهتر تحت تأثیر گوارش شیمیایی قرار می‏گیرند، بطوریکه به شیردان ،معده واقعی هم می‏گویند.

مسیر حرکت غذا در گاو بصورت زیر است :

مسیر حرکت غذا عبارتست از:

غذا ¬ دهان ¬ حلق ¬ مری(عبور اول) ¬ سیرابی ¬ نگاری ¬ مری(عبور دوم ) ¬ حلق ¬ مری ¬  سیرابی ¬ نگاری¬ هزارلا ¬ شیردان ¬ روده باریک ¬ روده بزرگ ¬ مخرج

 

در نشخوار کنندگان ....

1. نقش هزارلا در نشخوارکنندگان به مانند نقش روده بزرگ انسان و روده ملخ است.

2. نقش شیردان در نشخوارکنندگان به مانند نقش معده انسان است.

3.حجیم ترین بخش معده در نشخوار کنندگان ،سیرابی است که به دم جانور نزدیک است.

4.کوچک ترین بخش معده در نشخوار کنندگان ،نگاری است که در مجاورت گردن قرار دارد.

5. گوارش شیمیایی  سلولز از سیرابی شروع شده و در نگاری ادامه پیدا می کند چون آنزیم سلولاز در این محل تولید می شود ولی چون باکتری های سلولاز ساز همراه غذا در بقیه ی قسمت های معده حرکت می کنند بنابراین عملا ً در تمام قسمت های معده دیده می شوند.

6.فقط شیر دان قادر به تولید آنزیم های گوارشی است(به ویژه پپسین و رنین).

 

نکات پیشرفته :

1. گوارش در جانداران اتوتروف، فقط برای تجزیه­ی اندامک­های پیر و فرسوده سیتوپلاسم در واکوئل مرکزی انجام می­شود.

2. آغازیان غیرفتوسنتز کننده (مثل تریکودینا، آمیب و پارامسی) فقط گوارش درون سلولی دارند.

3. نسبت طول دستگاه گوارش به طول بدن: گوشت خواران > همه چیز خواران > گیاه خواران

4. هیچ جانوری ژن سلولاز ندارد. ژن این آنزیم توسط برخی تاژکداران جانور مانند و برخی باکتری­ها بیان می­شود.

5. قارچ­ها فقط گوارش برون سلولی دارند.

6. اساس گوارش درون سلولی بودن یا برون سلولی بودن مربوط به میزان پیچیدگی و نوع زندگی جاندار است.

7.قارچ ها(مانند ساکارومیسز سروزیه – کاندیدا آلبیکنز – آمانیتا موسکاریا) گوارش برون سلولی دارند.

 

بنابراین :جانداران سلولاز ساز در  ........ زندگی می کنند.

-     انسان در اواخر روده بزرگ

-     غیر نشخوار کنندگان در اوایل روده بزرگ

-    نشخوار کنندگان در معده

 

و اما سوالات کنکور سال های اخیر در این مقوله.....

 

سوال 1. به طور معمول سلول های دیواره..... در گنجشک همانند سلول های دیواره روده باریک در اسب نمی توانند............. (کنکور سراسری 95)

1) روده- مواد حاصل از تجزیه سلولز را جذب نمایند.

2) سنگدان- آنزیم های هیدرولیز کننده سلولز را ترشح نمایند.

3) معده- از فراورده های غیر پروتئینی استفاده نمایند.

4) چینه دان- آدنوزین تری فسفات را در سطح پیش ماده بسازند.

جواب سوال 1.

گزینه 2 درست است. آنزیم هیدرولیز کننده سلولز، سلولاز نامیده می شود که در بعضی باکتری ها و بعضی از آغازیان(تاژکداران جانور مانند) تولید می شود  و اینکه هیچ سلول جانوری ژن سلولاز را ندارد .بنابراین سلول های دیواره سنگدان گنجشک همانند سلول های دیواره روده باریک اسب نمی توانند سلولاز تولید و ترشح کنند.

تشریح سایر گزینه ها :

گزینه 1: مواد حاصل از تجزیه سلولز توسط سلولاز ،منوساکاریدهای گلوکز است که محل جذب آن در روده گنجشک و روده باریک  اسب است.

گزینه3: منظور از آنزیم های غیر پروتئینی اشاره به rRNA  دارد که با تشکیل پیوند پپتیدی باعث تولید پروتئین می شود. هم سلول دیواره معده گنجشک و هم سلول دیواره روده باریک اسب می توانند از rRNA   طی پروتئین سازی استفاده می کنند.

گزینه4: ساخت آدنوزین تری فسفات در سطح پیش ماده طی گلیکولیز انجام می شود. هم سلول های دیواره چینه دان گنجشک و هم سلول های دیواره روده باریک اسب می توانند گلیکولیز انجام دهند.

توجه : هر سلول زنده ای اعم از اینکه هسته داشته باشد یا نداشته باشد، تنفس سلولی هوازی انجام دهد یا غیرهوازی ،دارای گلیکولیز است.

 

سوال2- در دستگاه گوارش ملخ،......... مانند ........... جذب عمده آب را بر عهده دارد؟

(کنکور سراسری 84)

الف) معده – شیردان در فیل                                    ب) معده – شیردان در گوسفند

ج) روده – هزارلا در اسب                                        د) روده – هزارلا در گوزن

 

جواب سؤال 2:

گزینه ی د درست است . هزارلا در نشخوارکنندگان (مانند گوزن) ، روده ی بزرگ انسان و روده ی ملخ در جذب آب نقش فعال و مهمّی دارند. در شیردان ، آنزیم های تجزیه کننده ی چربی ها ، پروتئین ها و اسیدهای نوکلئیک ساخته و ترشح می شود (گوارش شیمیایی) .

 

سوال 3-در شکل زیر، سلول های دیواره  بخش ...........، سلول های دیواره بخش .........

(کنکور سراسری 94 خارج کشور)

 

 

 

1)     3 همانند-1، مولکول های سلولز موجود در مواد غذایی را تجزیه می نمایند.

2)     1 برخلاف- 2، در مجاورت با غذای دوباره جویده شده، قرار می گیرند.

3)     2 همانند -4، به تولید انرژی زیستی در غیاب اکسیژن می پردازند.

4)     3 برخلاف- 4، بخشی از مواد حاصل از گوارش را جذب می کنند.

 

جواب سوال 3-

 گزینه 3 درست است. بخش 1 (سیرابی) ، بخش 2 (نگاری) ، بخش 3 (شیردان)و بخش 4 (هزارلا)می باشد . بخش 2 (نگاری) و بخش 4 (هزارلا)، هر دو از بخش های سازنده معده نشخوارکنندگان هستند و دیواره عضلانی دارند.  بنابراین سلول های سازنده دیواره آنها در نبود اکسیژن می توانند به کمک گلیکولیز و یا تخمیر انرژی زیستی (ATP) بسازند.

تشریح سایر گزینه ها :

1) بخش 1 (سیرابی) و بخش 3 (شیردان) دیواره عضلانی دارند و هیچ سلول جانوری آنزیم سلولاز برای تجزیه سلولز را ندارد، بنابراین سلولازی تولید و ترشح نمی کند.

2) بخش 1 (سیرابی) و بخش 2 (نگاری) هیچکدام در مجاورت غذای دوبار جویده شده قرار نمی گیرند.

4) بخش 3 (شیردان) و بخش 4 (هزارلا)،جذب مونومرهای غذایی را برعهده ندارند. جذب مونومرغذایی (موارد حاصل از گوارشی) را روده کوچک برعهده دارد.

 

سوال 4-در شکل زیر سلول های دیواره ی بخش ................ سلول های دیواره ی بخش .............. می توانند ............ (کنکور سراسری 94)

1)     1 همانند- 3- در عدم حضور اکسیژن انرژی زیستی تولید کنند.

2)     4 همانند – 3- سلولز موجود در مواد غذایی را تجزیه نمایند.

3)     4 برخلاف – 1- در مجاورت با غذای دوباره جویده شده، قرار گیرند.

4)     3 برخلاف – 2- جذب بخشی از مواد حاصل از گوارش را انجام دهند.

جواب سوال 4-

گزینه 1 درست است. بخش 1 (نگاری) همانند بخش 3 (شیردان) هر دو از بخش های سازنده معده نشخوارکنندگان هستند و دیواره عضلانی دارند. بنابراین سلول های سازنده دیواره آنها در نبود اکسیژن می توانند به کمک گلیکولیز و یا تخمیر انرژی زیستی (ATP) بسازند.

تشریح سایر گزینه ها:

2) بخش 4 (سیرابی)  و بخش 3 (شیردان) دیواره عضلانی دارند و هیچ سلول جانوری آنزیم سلولاز برای تجزیه سلولز را ندارد، بنابراین سلولازی تولید و ترشح نمی کند.

3) بخش 4 (سیرابی) و بخش 1 (نگاری) هیچکدام در مجاورت غذای دوبار جویده شده قرار نمی گیرند.

4) بخش 3 (شیردان) و بخش 2 (هزارلا) جذب مونومرهای غذایی را برعهده ندارند. جذب مونومرغذایی (موارد حاصل از گوارشی) را روده کوچک برعهده دارد.

 

سوال 5 - کدام گزینه درست بیان شده است؟

1) در سیرابی گاو برخلاف رودۀ باریک اسب، گوارش سلولز انجام میشود.

2) در هزارلای گاو برخلاف معدۀ اسب، آنزیم های گوارشی جانور ترشح می گردد.

3) در نگاری گاو برخلاف رودۀ بزرگ اسب، میکروب های تجزیه کنندۀ سلولز وجود دارند.

4) در رودۀ باریک گاو برخلاف رودۀ کور اسب، مواد حاصل از گوارش سلولز جذب می شود.

جواب سوال 5. گزینه 1 درست است.

گاو از نشخوارکنندگان و اسب از غیرنشخوارکنندگان است. در سیرابی و نگاری گاو باکتری های تجزیه کننده سلولز حضور دارند و باعث گوارش سلولز می شوند ولی در روده باریک اسب، تجزیه سلولز صورت نمی گیرد زیرا محل حضور باکتری های تجزیه کننده سلولز، روده کور و روده بزرگ جانور است که بعد از روده باریک قرار گرفته اند.

پاسخ تشریحی سایر گزینه ها:

گزینه 2) در شیردان گاو (نه هزارلا)، ترشح آنزیم های گوارشی صورت می گیرد، هر چند معده اسب هم ترشح آنزیم گوارشی رادارد.

نکته: وظیفه هزارلای در گاو جذب آب است.

گزینه 3) هم در نگاری گاو و هم در روده بزرگ اسب، باکتری های تجزیه کننده سلولز وجود دارد. این باکتری با بدن جانور زندگی همزیستی از نوع همیاری دارند.

گزینه 4) محل جذب مواد حاصل از گوارش سلولز (یعنی گلوکزها) در گاو، روده باریک و در اسب، روده کور و روده بزرگ است.

 

 

+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۰۲/۰۴ساعت 0:11  توسط دکتر فرزانه 09123667097  | 

دستگاه گوارش کرم خاکی (شکل41):

کرم خاکی، از کرم‏های حلقوی(از نرم تنان) است و دیواره بدن حلقه حلقه آن در شکل بیانگر درستی این دسته‏بندی است. کرم خاکی در خاک مرطوب حاوی مواد آلی مرده جانداران، زندگی می‏کند و خاک و غذای موجود در آن را وارد لوله گوارش کرده و جذب غذا انجام می‏دهد. در کرم خاکی، غذا پس از بلعیده شدن توسط دهان وارد حلق گشادی می‏شود که بلافاصله به مری گشاد و طویلی رسیده و بالاخره در چینه‏دان موقتاً ذخیره شده و پس از نرم شدن وارد بخشی می‏شود که سنگدان نام دارد که باعث گوارش مکانیکی غذا می‏شود. جذب غذای گوارش یافته در روده انجام شده و غذای گوارش نیافته از طریق مخرج از بدن خارج می‏شود.

ملاحظه می‏کنید که کرم خاکی برخلاف ملخ، دارای حلق و سنگدان است و برخلاق ملخ در آن معده‏ای وجود ندارد. همچنین مری در ملخ کوتاه و باریک و در کرم خاکی طویل و گشاد است.

از جمله شباهت ساختاری دستگاه گوارش ملخ و کرم خاکی، حضور چینه‏دان، مری و روده در هر دو آنهاست. 

در کرم خاکی :

1. معده وجود ندارد.

2. چینه ­دان و سنگدان، محل ذخیره­ی موقتی غذا هستند.

3. در سنگدان گوارش مکانیکی انجام می­شود ولی گوارش شیمیایی در روده است.سنگدان حکم دندان را دارد.

4. تنفس پوستی است (در شکل با حرف b نشان داده شده است).

5. پنج جفت قلب ،لوله­ ای بوده و گردش خون بسته دارد.

6. ماده دفعی آمونیاک است که از طریق پوست دفع می­شود.

7. مایع مخاطی سطح پوست در دفاع غیراختصاصی نقش دارد.

 

دستگاه گوارش پرندگان (شکل42):

پرنده‏ای که کتاب درسی مورد بررسی قرار داده است مانند ملخ، گیاه‏خوار (یعنی دانه‏ خوار) است. این پرنده که بظاهر کبوتر است دارای چینه‏ دانی بزرگ و معده باریک و کوتاه است. سنگدان بعد از معده قرار گرفته است و کتاب درسی گفته که سنگدان از بخش عقبی معده تشکیل می‏شود و دارای ساختار ماهیچه‏ ای است. روده باریک در این پرنده دانه‏ خوار، طویل بوده ولی روده بزرگ آن کوتاه است. در پرندگان، محفظه ‏ای قبل از مخرج وجود دارد که کلوآک نامیده می‏شود و محل تخلیه مدفوع، ادرار و یاخته‏های جنسی است و من اونو در شکل با حرف a  نشون دادم. پرندگان چون تخم‏های درشت و محدود می‏گذارند سوراخ مخرج گشادتری دارند.

کتاب درسی، در ارتباط با کرم خاکی و پرندگان دانه‏خوار تنها به این نکته اکتفا کرده که چینه‏دان به هر دو، این امکان را می‏دهد تا با دفعات کمتر تغذیه، انرژی مورد نیاز خود را تأمین کنند.

همچنین در این شکل ، اندام کبد تقریبا بزرگ پرنده نشان داده شده که همانند انسان، ترشحات برون‏ریز را وارد ابتدای روده باریک می‏کند. من پیشنهاد می‏دهم حتماً ساختار دستگاه گوارش و وظیفه هر بخش را در ملخ، کرم خاکی و پرنده دانه خوار با یکدیگر مقایسه کنید و نتیجه آنها در جدولی بنویسید.

 

در این پرنده :

1.حلق وجود ندارد. در پرندگان همانند ملخ و بر خلاف انسان و کرم خاکی حلق وجود ندارد .

2. معده بین چینه­ دان و سنگدان است.

3. چینه­ دان،وظیفه ذخیره غذا را بر عهده دارد.

4. گوارش مکانیکی و شیمیایی از معده آغاز می­شود.

5. گوارش مکانیکی در سنگدان و گوارش شیمیایی در روده ادامه می­یابد.   

6. دندان وجود ندارد.

7. روده، جذب مواد غذایی و آب را بر عهده دارد.

8. نُه کیسه ­ی هوادار وجود دارد.

9. گوارش برون سلولی است.

10.اوریک اسید دفع می کند.

11. ماده در تعیین جنسیت نقش دارد.

12.معده کوتاهی وجود دارد.

13.روده طویلی دارد چون گیاهخوار(دانه خوار) است.

نکته:

چینه دان ،معده و سنگدان هرسه محل ذخیره موقتی غذا محسوب می شوند و عضلات دیواره معده و سنگدان در گوارش مکانیکی هم نقش دارند.

 

و اما سوالات کنکور سال های اخیر در این مقوله.....

سوال 1- در .............. محتویات لوله­ی گوارش پس از آن که از نخستین محل ذخیره و نرم شدن موقتی خارج شدند، بلافاصله به بخش دیگری وارد می­شوند که جایگاه ........... مواد غذایی است.

(کنکور سراسری خارج از کشور 93)

1) ملخ همانند گنجشک – آغاز گوارش مکانیکی

2) ملخ برخلاف کرم خاکی – خرد و آسیاب شدن

3) کرم خاکی همانند گنجشک – اصلی گوارش و جذب

4) گنجشک برخلاف کرم خاکی – ترشح آنزیم­های گوارشی

 

جواب سوال 1-

گزینه  4 درست است . منظور از نخستین محل ذخیره و نرم شدن موقتی محتویات لوله ی گوارش، چینه دان است. در گنجشک، محتویات لوله ی گوارش پس از خروج از چینه دان به معده وارد می شوند که محل ترشح آنزیم های گوارشی است؛ در حالی که در کرم خاکی، محتویات لوله ی گوارش پس از خروج از چینه دان، وارد سنگ دان می شوند که محل گوارش مکانیکی است و آنزیم های گوارشی در این بخش ترشح نمی شوند.  

تشریح سایر گزینه ها:

1) در ملخ، غذا پس از خروج از چینه دان وارد سنگ دان می شود، اما توجه داشته باشید که گوارش مکانیکی در ملخ، از دهان این جانور آغاز شده است. اما در گنجشک، معده محل آغاز گوارش مکانیکی و شیمیایی غذاست و محتویات لوله ی گوارشی این جانور، پس از خروج از چینه دان به معده وارد می شوند؛ یعنی می توان گفت در گنجشک برخلاف ملخ، محتویات لوله ی گوارشی پس از خروج از چینه دان، بلافاصله وارد بخشی می شوند که جایگاه آغاز گوارش مکانیکی مواد غذایی است.

2) هم در ملخ و هم در کرم خاکی، غذا پس از خروج از چینه دان، بلافاصله به سنگدان وارد می شود. درست است که گوارش مکانیکی مواد غذایی در لوله ی گوارشی ملخ از دهان و توسط صفحات آرواره مانندی که در اطراف دهان جانور قرار گرفته اند آغاز می شود، ولی هم در ملخ و هم در کرم خاکی، سنگ دان، محل خرد و آسیاب شدن مواد غذایی است؛ یعنی باید گفت، در ملخ همانند کرم خاکی، محتویات لوله ی گوارش پس از آن که از چینه دان جانور خارج شدند، بلافاصله به سنگ دان جانور که جایگاه خرد و آسیاب شدن مواد غذایی است، وارد می شوند.

3) در کرم خاکی، روده محل اصلی گوارش و جذب غذاست. ولی در گنجشک، گوارش شیمیایی مواد غذایی در معده آغاز می شود و در روده ادامه می یابد و در این جانور، فرایند جذب، در روده انجام می شود. همان طور که پیش تر عرض کردم. مواد غذایی پس از خروج از چینه دان در کرم خاکی، وارد سنگ دان و در گنجشک، وارد معده می شوند، بنابراین باید گفت: در کرم خاکی همانند گنجشک، محتویات لوله ی گوارش پس از خروج از چینه دان، وارد بخشی که جایگاه جذب غذاست، نمی شوند.

 

سوال 2- در دستگاه گوارش ..........، بخشی که بلافاصله پس از .......... قرار دارد، توانایی گوارش شیمیایی مواد غذایی را ندارد. (کنکور سراسری خارج از کشور 92)

1) ملخ – سنگ­دان                              2) گاو – هزارلا

3) کرم خاکی – مری                          4) گنجشک – چینه­دان

 

جواب سوال 2-

 گزینه 3  درست است . در دستگاه گوارش کرم خاکی، بخشی که بلافاصله پس از مری قرار دارد، چینه­ دان است. چینه­ دان، محل ذخیره­ی موقتی و نرم­تر شدن غذاست. در چینه­ دان، گوارش شیمیایی و گوارش مکانیکی انجام نمی­شود.

تشریح سایر گزینه ها :

1) در دستگاه گوارش ملخ،  بخشی که بلافاصله پس از سنگدان قرار دارد،معده است که جایگاه گوارش شیمیایی غذاست.

2) در دستگاه گوارش گاو ،  بخشی که بلافاصله پس از هزار لا قرار دارد، بخش شیر دان معده است که آنزیم های گوارشی آن باعث گوارش شیمیایی غذا می شوند..

4) در دستگاه گوارش گنجشک،  بخشی که بلافاصله پس از چینه دان قرار دارد، معده است که گوارش شیمیایی و مکانیکی غذا ها از آن آغاز می شود.

 

سوال 3- در ............، غذا ............  (کنکور سراسری 89)

الف) ملخ – قبل از سنگدان گوارش پیدا نمی­کند.

ب) گنجشک – پس از سنگدان به معده وارد می­شود.

ج) کرم خاکی – پس از سنگدان به روده وارد می­شود.

د) گاو – بدون وجود باکتری­ها، گوارش پیدا نمی­کند.

 

جواب سؤال 3 :

گزینه ج درست است . حتماً مسیرحرکت غذا در دستگاه گوارش جانداران ذکر شده در درسنامه ارائه شده را بخاطر بسپارید تا در پاسخگوئی به این چنین سوالاتی بی درنگ گزینه صحیح را انتخاب کنید .

در این سوال " گوارش" یک واژه ی کلی است که هم از دیدگاه مکانیکی و شیمیایی بودن قابل طرح است و هم از نظر مرحله هضم(تبدیل پلی مر غذایی به مونومر غذایی)و مرحله جذب(ورود مونومر های غذایی به سلول) قابل طرح است.

تشریح سایر گزینه ها:

الف)در ملخ غذا قبل از سنگدان در دهان گوارش (مکانیکی) می یابد.

ب)در گنجشک غذا پس از معده وارد سنگدان می شود.

د)در گاو گوارش (مکانیکی و مرحله ی جذب) بر عهده خود گاو بوده ،در حالیکه فقط گوارش شیمیایی به کمک آنزیم سلولاز باکتری ها انجام می شود.

 

سوال 4- در دستگاه گوارش ...............، بخشی که بلافاصله قبل از .................... قرار دارد، می­تواند مواد غذایی را بطور موقت ذخیره نموده و تنها به .................. مواد غذایی بپردازد. (کنکور سراسری 92)

الف) ملخ – روده – جذب                                     ب) گاو – شیردان – گوارش شیمیایی

ج) کرم خاکی – روده – گوارش مکانیکی                 د) گنجشک – سنگدان – گوارش شیمیایی

 

جواب سؤال 4 :

گزینه ج درست است . در کرم خاکی آن قسمت که بلافاصله قبل از روده واقع است چیزی نیست جز سنگدان ، سنگدان دو وظیفه دارد : ذخیره ی موقتی غذا و گوارش مکانیکی . مسیر حرکت غذا در کرم خاکی ، ملخ ، گاو و گنجشک را از درسنامه خوب بخاطر بسپارید.

 

سوال 5- کدام عبارت صحیح نمی­باشد؟  (کنکور سراسری 86)

الف) ماهیچه ­های دیواره­ی روده انسان از نوع صاف است.

ب) پستانداران گیاه خوار، عموماً روده بسیار طویلی دارند.

ج) نقش روده در همه جانوران، جذب همه مواد غذایی است.

د) نقش روده در ملخ، فشرده­ تر کردن مواد غذایی است.

 

جواب سؤال 5 :

گزینه ی ج مدنظر است . درجملاتی که در آنها قیدهایی مانند «همه» وجود دارد باید با احتیاط برخورد کرد، چون طراح سوال کنکور، استثنایی را در نظر گرفته است . در ملخ محل اصلی جذب غذا، روده نیست بلکه معده است ، بنابراین گزینه ی ج جمله درستی نیست.

 

سوال 6- در ملخ ................... گنجشک، ................. می­شود.  (کنکور سراسری 91)

الف) برخلاف - آب در روده جذب                                              

ب) برخلاف - مواد غذایی در معده جذب

ج) همانند - مواد گوارش نیافته در چینه­دان ذخیره                      

د) همانند - غذا پس از گوارش شیمیایی وارد سنگدان

جواب سؤال 6 :

گزینه ی ب درست است. به این نوع سوالات اصطلاحاً سوالات قیاسی می گویند که شباهت و تفاوت دو جاندار را به چالش می کشد. در ملخ ، غذا در معده و کیسه های معدی جذب می شود و وظیفه ی روده فقط جذب آب و فشرده کردن مواد غذایی است درحالیکه در گنجشک و دیگر پرندگان ، جذب غذا در روده صورت می گیرد.

تشریح سایر گزینه ها :

الف) هم در ملخ و هم در گنجشک ، جذب آب در روده انجام می شود.

ج) در ملخ ، غذا قبل از ورود به چینه دان و در محیط دهان توسط صفحات آرواره مانند گوارش مکانیکی می شود .

د) در گنجشک ، گوارش شیمیایی و مکانیکی در معده شروع شده و سپس غذا به سنگدان وارد می شود ولی در ملخ ، غذا پس از عبور از سنگدان ، در معده گوارش شیمیایی می یابد.

 

سوال 7-  در .......،محتویات لوله گوارش،پس از آن که گوارش مکانیکی را آغاز نمودند،بلافاصله وارد بخش دیگری  می شوند که جایگاه........است.(کنکور سراسری93)

الف)کرم خاکی بر خلاف گنجشک- ترشح آنزیم های گوارشی        

ب)گنجشک بر خلاف ملخ- اصلی  جذب مواد غذایی و آب

ج)ملخ همانند کرم خاکی- آغاز گوارش شیمیایی مواد غذایی           

 د)گنجشک همانند ملخ- هضم شیمیایی و مکانیکی مواد غذایی

 

جواب سوال 7:

گزینه الف درست است .در کرم خاکی  گوارش  مکانیکی  در سنگدان  آغاز میشود  و بعد از آن  وارد  روده شده  و گوارش شیمیایی  انجام می شود  ولی در گنجشک گوارش مکانیکی  ابتدا  در معده انجام شده و بعد در سنگدان گوارش مکانیکی انجام می شود. همچنین در ملخ  گوارش مکانیکی از دهان آغاز میشود  که بلافاصله پس  از آن مری قرار دارد.

تشریح سایر گزینه ها:

ب)محل اصلی جذب مواد غذایی  و آب در ملخ  و در معده ملخ  و در گنجشک  در روده است.

ج)محل آغاز گوارش شیمیایی غذا در کرم خاکی، روده و در ملخ معده است.

د)محل هضم شیمیایی و مکانیکی  مواد غذایی در ملخ  و گنجشک  معده است.

جدول زیر را بخاطر بسپارید:

روده

ذخیره موقت بعدی

ذخیره موقت بعدی

چینه دان

مری

حلق

دهان

جانور

 

گوارش شیمیایی و جذب

معده ندارد

سنگدان با گوارش مکانیکی

ذخیره  بدون گوارش

دارد

دارد

فاقد گوارش

کرم خاکی

 

جذب آب و فشرده کردن مواد

معده و کیسه های معده  با گوارش  شیمیایی و جذب

ذخیره با گوارش مکانیکی

ذخیره بدون گوارش

دارد

ندارد

گوارش مکانیکی

ملخ

 

گوارش شیمیایی و جذب

سنگدان  با گوارش مکانیکی

معده با گوارش  مکانیکی  و شیمیایی

ذخیره بدون گوارش

دارد

ندارد

فاقد گوارش

گنجشک

 

 

 

سوال8: کدام گزینه، درست است؟(کنکور سراسری 94)

1)     در خرچنگ دراز همانند ملخ، خون توسط یک رگ شکمی به قلب باز می گردد.

2)     در کرم خاکی برخلاف خرچنگ دراز، خون غنی از اکسیژن به قلب وارد می شود.

3)     در ملخ برخلاف ماهی، رگ پشتی خون را از انتهای بدن به سوی سر و سایر قسمت ها می راند.

4)     در ماهی همانند کرم خاکی، خون از طریق یک رگ شکمی به سمت بخش های عقبی بدن جریان می یابد.

 

جواب سوال 8-

گزینه 3 درست است. در ملخ، قلب لوله ای در پشت بدن قرار دارد و با انقباض خود خون را به سمت سر و پهلوها می راند. بازگشت خون به قلب ملخ از عقب و پهلوها است. پس مسیر حرکت خون در رگ پشتی ملخ از دم (انتهای بدن) به سر بدن است. در ماهی، رگ پشتی (سرخرگ پشتی) خون خارج شده از آبشش ها را به سمت عقب بدن می راند.

تشریح سایر گزینه ها:

1) در ملخ رگ شکمی وجود ندارد و خون از طریق منافذ قلب وارد آن می شود.

2) به قلب کرم خاکی خون تیره و به قلب خرچنگ دراز خون روشن وارد می شود.

4) جهت حرکت خون در رگ شکمی ماهی از عقب به سمت جلو است زیرا خون قرار است وارد قلب شود و رگ پشتی خون را به قسمت های عقبی بدن  براند.

نکته:

چینه دان ،معده و سنگدان هرسه محل ذخیره موقتی غذا محسوب می شوند وعضلات دیواره معده و سنگدان در گوارش مکانیکی هم نقش دارند.

نکته : رگ پشتی در ملخ از قلب می گذرد ولی در ماهی از قلب نمی گذرد.

 

+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۰۲/۰۴ساعت 0:1  توسط دکتر فرزانه 09123667097  | 

کتاب درسی، اولین جانور بی‏ مهره‏ ای دارای لوله گوارش را ملخ انتخاب کرده و دستگاه گوارش آنرا مورد مطالعه قرار داده است. از ویژگی‏ ملخ اینه که از حشرات بوده و  گیاهخوار است. ما دو نوع گوارش داریم که هر دو در ملخ دیده می‏شود:

1-     گوارش مکانیکی: طی این نوع گوارش ،غذا بریده بریده و ریز ‏ریز می‏شود تا سطح تماس آنزیم‏های گوارشی با ذرات غذا افزایش یابد. در ملخ، آرواره‏ها با عمل شبه جویدن، غذا را خرد کرده و به دهان منتقل می‏کنند، پس در ملخ، گوارش مکانیکی از دهان شروع می‏شود.

2-     گوارش شیمیایی: طی این نوع گوارش، ذرات ریز غذا که هنوز به صورت پلیمر هستند به مونومرهای سازنده‏اشان تبدیل می‏شوند. گوارش شیمیایی غذا در ملخ از دهان آغاز می‏شود، چرا که آمیلاز بزاق از اینجا گوارش کربوهیدرات‏ها را شروع می‏کند.

این شکل؛ برش طولی از بدن یک ملخ را به تصویر کشیده و قسمت‏های مختلف دستگاه گوارش آنرا نامگذاری کرده است که عبارتند از:

1-     دهان: پس از آرواره‏ ها قرار گرفته است. دو وظیفه بزاق دهان عبارتست از:

الف) لغزنده کردن غذا برای تسهیل عبور آن از دستگاه گوارش (یعنی از لوله گوارش).

ب) گوارش کربوهیدرات‏ها: کتاب درسی به آنزیم آمیلاز اشاره کرده که می‏تواند نشاسته گیاهان را به دی‏ ساکارید مالتوز و مولکول‏های درشتی که 9-3 گلوکز، دارند تبدیل کند.

2- مری: لوله‏ ای باریک و کوتاه افقی که رابط عبور غذای گیاهی از دهان به چینه‏دان است.

3-     چینه ‏دان: کتاب درسی مثل اینکه چینه‏ دان را بخشی از مری فرض کرده و این از نظر تکاملی هم فرض درستی است ولی من وظیفه چینه‏ دان را جدا از مری عرض می‏کنم.

 چینه‏ دان بخش حجیم شده‏ای از لوله گوارش است که دو وظیفه دارد: 

الف) ذخیره موقتی غذا              ب) نرم کردن غذا (بعلت توقف غذا در آن).

با توجه به اینکه غذا وارد شده به چینه‏دان با بزاق دهان هم مخلوط شده است پس گوارش شیمیایی غذایی که از دهان آغاز شده بود در چینه‏دان ادامه می‏یابد ولی خود چینه‏دان چون آنزیم گوارشی ترشح نمی‏کند پس مستقیماً در گوارش شیمیایی نقش ندارد.

4-     پیش معده: از اسمش معلومه دیگه قبل از معده قرار دارد و از ویزگی‏های آن می‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف) دیوار ماهیچه‏ ای ضخیم دارد بطوریکه نیروی لازم برای گوارش مکانیکی را فراهم می‏کند. پس دومین بخش از دستگاه گوارش ملخ که گوارش مکانیکی در آن انجام می‏شود، پیش معده است.

ب) دیواره پیش معده به سمت داخل دندانه ‏هایی دارد که به خرد شدن بیشتر مواد غذایی کمک می‏کند و این همان ادامه گوارش مکانیکی است که از آرواره ‏ها آغاز شده بود.

ج) بخش کوچک و باریک است که امکان فشرده شدن غذا را فراهم می‏کند (لازمه گوارش مکانیکی).

نکته :تا اینجا معلوم شد که پیش معده نقشی در گوارش شیمیایی ندارد ولی در گوارش مکانیکی نقش دارد.

5-     کیسه‏ های معده: آنزیم‏های گوارشی ترشح می‏کنند که همراه با آنزیم‏های گوارشی معده به درون پیش معده راه پیدا می‏کنند، بطوریکه با حرکات مکانیکی پیش معده و آنزیم‏های وارد شده به آن، ذرات غذا ریزتر و ریزتر شده و به کیسه ‏های معده راه پیدا می‏کنند و باعث تکمیل گوارش برون یاخته ‏ای می‏شوند.

6-     معده: گوارش شیمیایی برون یاخته‏ای غذا تا ابتدای معده تقریباً تکمیل می‏شود و در معده به شکلی درآمده اند که می‏توانند جذب یاخته‏ های دیواره معده شوند، بطوریکه کتاب درسی اشاره کرده که جذب مونومرهای غذایی در معده صورت می‏گیرد (این برخلاف بسیاری از جانوران است که محل اصلی جذب غذا، روده است).

7-     روده: مواد گوارش نیافته نمی ‏توانند در معده جذب بدن شوند، بنابراین وارد روده‏ی کوتاهی می‏شوند که در آن جذب آب و یون‏های موجود در غذا انجام می‏شود.

8-     راست روده: رابط کوتاهی، روده را به راست روده وصل می‏کند. در راست روده همانند روده، آب و یون‏ها جذب می‏شوند.

9-     مخرج: مدفوع به کل مواد غذایی گوارش نیافته و کم آب و کم یون گفته می‏شود که از منفذ انتهای لوله گوارش به اسم مخرج از بدن خارج می‏شوند.

 

نکات مربوط به ساختار دستگاه گوارش  ملخ را میتوان بصورت زیر نشان داد.:

1. مری خمیده دارد ولی حلق ندارد و قطر لوله  ی گوارش از دهان تا انتهای روده افزایش می یابد. در ملخ هر چندحلق وجود ندارد ولی معده وجود دارد بر عکس در کرم خاکی حلق وجود دارد ولی معده وجود ندارد.

2. گوارش مکانیکی از ناحیه دهان (صفحات آرواره مانند)آغاز می­شود و در پیش معده ادامه پیدا می­کند.ملخ با وجود اینکه گیاه خوار است طول روده اش نسبت به جثه اش کوتاه است.

3. تنفس نایی است.

4. اسکلت خارجی، کیتینی است.

5. مغز، بصورت چند گره بهم جوش خورده است.

6. طناب عصبی در ناحیه ی شکمی قرار دارد.

7. در هر قطعه بدن یک گره عصبی در مسیر طناب عصبی وجود دارد.

8. چشم مرکب وجود دارد.

9. گردش خون باز است ، بنابراین فاقد هموگلوبین ،میو گلوبین ،گلبول قرمز ،مویرگ ،انیدراز کربنیک و خون می باشد(به جای خون ،همولنف دارد).

10. قلب لوله ­ای در پشت بدن  و بالای دستگاه گوارش قرار دارد.

11. کروموزوم U وجود ندارد (ماده 24 = n2 و نر 23 = n2)،بنابراین نر در تعیین جنیست نقش دارد.

12.اوریک اسید دفع می کند.

13.لقاح داخلی داشته و تخم گذار است.

14. چون بی مهره است فقط دفاع غیر اختصاصی دارد.

 

نکته :

مارچلو مالپیگی، زیست شناس قرن 17 اهل ایتالیا، در حشرات (مانند ملخ)، سامانه دفعی ویژه ای شناسایی کرد  که بعدها به آن لوله های مالپیگی گفتند و من اونو در شکل با حرف a نشون دادم. اگر شما به شکل 40 (صفحه 45 ) کتاب درسی نگاه کنید، در مسیر لوله گوارش ملخ، رشته های متصل به روده ملاحظه می کنید که در واقع لوله هایی هستند که به دفع مواد زائد از بدن حشرات کمک می کنند. لوله های مالپیگی، لوله های تقریباً طویل ته بسته ای هستند که در حشرات (مانند ملخ)، سامانه دفع مواد زائد محسوب میشود.

 این سامانه را در ملخ مورد مطالعه قرار می دهم:

ملخ، دستگاه گردش خون باز دارد بطوریکه همولنف آن در حفره عمومی بدن واقع شده است. در سیستم دفع لوله های مالپیگی ملخ، سه مرحله دیده میشود:

مرحله اول: یون های پتاسیم وکلر همولنف با انتقال فعال (صرف انرژی) وارد لوله های مالپیگی می شوند. این مرحله نوعی جذب است(جذب یونها از همولنف به مجرای لوله مالپیگی) ولی کتاب درسی برای آن از واژه ترشح استفاده کرده است. این مرحله باعث افزایش فشار اسمزی درون لوله های مالپیگی میشود.

مرحله دوم: با افزایش فشار اسمزی درون لوله های مالپیگی، مولکول های آب طی فرایند اسمز از همولنف جذب مجرای لوله های مالپیگی می شوند.

مرحله سوم: با ترشح فعال (با صرف انرژی) ،بلورهای جامد اوریک اسید وارد لوله های مالپیگی می شوند.

پس، از این سه مرحله ،در لوله های مالپیگی، ترکیبی از آب، یون ها (پتاسیم و کلر) و اوریک اسید وجود دارد که به روده ملخ می ریزند. در روده، فرایند باز جذب انجام می شود، بطوریکه با عبور مایعات روده، آب و یون ها باز جذب میشود ولی اوریک اسید باز جذب نمی شود و همراه با مواد دفعی دستگاه گوارش ملخ بصورت ادرار و مدفوع از مخرج دفع میشود.

شکل 17 آورده شده از فصل5 ، برش طولی از بخش روده ای ملخ را نشان می دهد که در آن مواد دفعی همچون اوریک اسید و یون ها (سدیم و کلر) با انتقال فعال و آب به روش اسمز از همولنف وارد لوله های مالپیگی شده و سپس یون ها و آب از طریق راست روده به بدن باز جذب میشوند. از این شکل معلوم است که هر لوله مالپیگی، نه مستقلاً، بلکه به کمک یک مجرای مشترک، محتویات خود را وارد روده جانور می کند. فشار اسمزی روده، بیش از راست روده است، زیرا به روده، یون ها اضافه میشوند، در حالیکه از راست روده، یون ها باز جذب می شوند.

+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۰۲/۰۳ساعت 23:48  توسط دکتر فرزانه 09123667097  | 

این شکل نحوه گوارش شیمیایی در هیدر و پلاناریا را به تصویر میکشه. هیدر از مرجانیانی است که اغلب متصل به زیستگاه زندگی می‏کند. قسمت قاعده بدن این بی‏مهره که ته حفره گوارشی است متصل به زیستگاه بوده و در قسمت بالای بدن که چند بازو در آن دیده می‏شود دهان و مخرج جانور قرار دارد. کیسه گوارشی بزرگ و کشیده در تنه هیدر، انشعاباتی به بازوها فرستاده است و برای همین کتاب درسی میگه که حفره گوارشی آن بصورت کیسه منشعب است. در برش عرضی بدن این بی ‏مهره دو لایه یاخته‏ای دیده می‏شود که توسط یک رابط غیر یاخته‏ای(a) بهم متصلند. این دو لایه یاخته ای عبارتند از:

الف) لایه یاخته‏ ای داخلی: این لایه در تماس مستقیم با حفره گوارشی بوده که حداقل دو نوع یاخته در آن دیده می‏شود:

نوع اول. یاخته‏ های ترشح کننده آنزیم‏های گوارشی: این یاخته‏ها تاژکدار نیستند و با فرایند اگزوسیتوز آنزیم‏های گوارشی متنوعی را به حفره گوارشی ترشح می‏کنند که باعث گوارش شیمیایی اولیه ذرات غذا می‏شوند. این گوارش اولیه از نوع گوارش برون یاخته‏ای بوده و ناقص است، چون ذرات غذا کاملاً به مونومرهای سازنده‏اشان تجزیه نمی‏شوند. تعداد این یاخته‏ ها نسبت به نوع دیگر کمتر است.

نوع دوم. یاخته ‏های تاژکدار و فاگوسیتوز کننده: هر کدام از این یاخته‏ها، دو تاژک بلند داشته و می‏توانند ذرات غذایی را که گوارش نسبی پیدا کرده‏اند فاگوسیتوز (بیگانه ‏خواری) کنند و سپس در سیتوپلاسم خود، گوارش درون یاخته‏ ای آنها را آغاز کنند تا اینکه به مونومرهای سازنده‏اشان تبدیل شوند. این یاخته ‏ها ابتدا کُریچه ‏های غذایی و سپس کریچه گوارشی را بوجود می‏آورند. تعداد این یاخته‏ ها نسبت به نوع دیگر بیشتر است. کتاب درسی دوباره حفره گوارشی را در پاراگراف 3 (صفحه 84 )در مبحث گردش مواد در جانداران، مورد بحث قرار داده که من دوباره توضیحات جدیدی در آنجا ارائه خواهم داد.

بنابراین ملاحظه می‏کنید که در هیدر، ابتدا گوارش برون یاخته ‏ای و سپس گوارش درون یاخته‏ ای انجام می‏شود. همچنین بیگانه خواری (فاگوسیتوز)، همان فرایندی است که قبل از تشکیل کامل کریچه غذایی اتفاق می‏افتد. وظیفه تاژک‏ ها در مخلوط کردن آنزیم‏های گوارشی با ذرات غذایی است، پس این یاخته‏ ها به گوارش برون یاخته ‏ای هم کمک می‏کنند.

ب) لایه یاخته ‏ای خارجی:برخلاف یاخته های لایه داخلی ،فاقد تاژک بوده و آنزیم گوارشی هم تولید و ترشح نمی کنند .این یاخته ها عمده غذای مورد نیاز خود را از یاخته های لایه درونی دریافت می کنند .

 

پس : از نظر اینکه محل گوارش شیمیایی یک ذره غذایی درشت، در داخل یا خارج یاخته باشد دو نوع گوارش می‏توان تعریف کرد:

1-     گوارش درون یاخته‏ ای: اغلب در تک یاخته ‏ای‏ هایی دیده می‏شود که دیواره یاخته‏ ای ندارند. بعنوان مثال در بعضی باکتری‏ها و بعضی از آغازیان تک یاخته‏ ای بدون دیواره یاخته ای(مانند پارامسی)،دیده می‏شود. در بعضی از پریاختگان هم گوارش درون یاخته‏ ای دیده می‏شود،مثلاً اسفنج ‏ها که از بی‏ مهرگان پر یاخته ای هستند گوارش درون یاخته‏ ای دارند . رفته رفته با پیچیده ‏تر شدن بدن جانداران ، این نوع گوارش بدست فراموشی سپرده می‏شود و شما نمونه‏ای از گوارش درون یاخته‏ ای را در شکل 38 (صفحه 44)، ملاحظه می‏کنید.

2-گوارش برون یاخته ‏ای: در این نوع گوارش، محل گوارش شیمیایی ذرات غذا در خارج از یاخته می باشد، بطوریکه آنزیم‏های گوارشی به خارج از یاخته ترشح می‏شوند و باعث تجزیه  ذرات غذا به اجزای سازنده‏اش می‏شوند. این نوع گوارش مختص جانداران پریاخته ‏ای نیست بطوریکه در باکتری‏های دیواره‏ دار غیرفتوسنتز کننده (هتروتروف) و قارچ ‏های تک یاخته‏ای هم دیده می‏شود ولی در راستای تکامل گوارش، بیشتر در جانوران دیده می‏شود که همگی پریاخته‏ ای هستند. کتاب درسی، اشاره کرده که بسیاری از جانوران، درون بدن خود جایگاه ویژه‏ای برای گوارش غذا دارند. این جمله درسته و من در بحث گوارش درون یاخته‏ ای هم اشاره کردم که برخی از پریاختگان، گوارش درون یاخته‏ای دارند و فاقد گوارش برون یاخته‏ای‏اند (مثل اسفنج ‏ها)، بنابراین بعضی از جانداران پر یاخته ای، جایگاه ویژه ای برای گوارش برون یاخته ای غذا ندارند.

حالا، این جایگاه برون یاخته ‏ای که محل فعالیت آنزیم‏های گوارشی است مسلماً خارج از فضای بین یاخته ‏ای (فضای میان یاخته ای) خواهد بود و کتاب میگه که گوارش برون یاخته ‏ای در خارج از محیط داخلی (خارج از خون و یاخته ‏های بدن) انجام می‏شود.

در جانوران دونوع جایگاه برای گوارش برون یاخته‏ای در نظر گرفته می‏شود:

1- حفره گوارشی               2- لوله گوارشی

حفره گوارشی، یک کیسه و انشعابات آن(بعضا) در بعضی جانوران پریاخته ‏ای است که در آن گوارش شیمیایی برون یاخته ای ذرات غذایی انجام می‏شود. در حفره گوارشی، راه ورود ذره غذایی (دهان) و خروج مواد گوارش نیافته و دفعی (مخرج) یکی هست (پس جریان دو طرفه غذا وجود دارد). حفره گوارشی از لوله گوارشی ابتدایی ‏تر و ساده ‏تر است بطوریکه در بی‏مهرگان ابتدایی ‏تر دیده می‏شود و هیچ مهره ‏داری حفره گوارشی (به معنی حرکت 2 طرفه غذا) ندارد. کتاب درسی ،دو دسته از بی‏مهرگان را اسم برده که حفره گوارشی دارند:

1-     مرجانیان: در کتاب درسی‏ های قدیمی، به این گروه ،کیسه‏ تنان می‏گفتند، چون در درون بدنشان یک کیسه بزرگ به اسم کیسه گوارشی وجود دارد. دو مثال از این گروه، هیدر و عروس دریایی معرفی شده است که کتاب درسی، نحوه گوارش شیمیایی را در هیدر توضیح داده است.

2-     کرم‏های پهن: کتاب درسی نمونه ‏ای از کرم‏های پهن به اسم پِلاناریا را معرفی کرده است که با روش مشابه با مرجانیان تغذیه می‏کند. شکل بالایی این تصویر یک پلاناریا و برش عرضی از آنرا نشان می‏دهد، بطوریکه حلق و دهان جاندار خارج از بدن نشان داده شده است!!! در این بی‏مهره، دهان در سطح شکمی نزدیک قسمت میانی بدن قرار دارد و از طریق حلق به حفره داخلی بدن متصل است. در این شکل، جای دهان و حلق به اشتباه نامگذاری شده است. این جانور بی ‏مهره، مخرج مستقل متصل به حفره گوارشی ندارد بطوریکه دهان جانور ، مخرج اش هم محسوب میشود. پس در این جانور، دستگاه گوارش شامل دهان، حلق و حفره گوارشی است و با بلعیدن ،غذا می‏خورد. این بی‏مهره دستگاه گوارش گردش خون و دستگاه تنفس ندارد ولی دستگاه گردش آب دارد و به کمک یاخته‏ های سطح بدن، تبادلات مواد با محیط زیستگاه را انجام می‏دهد. کتاب درسی برش عرضی از بدن پلاناریا را در قسمت گردن آن انجام داده است.

 

به نکات هیدر آب شیرین توجه کنید:

1. بعضی از یاخته ­های پوشاننده لایه درونی دیواره بدن (استوانه ای شکل)می­ توانند آنزیم­های گوارشی را به داخل کیسه ترشح کنند (گوارش برون یاخته ای). این فرآیند اگزوسیتوز و انرژی­ خواه است.

2. بعضی از یاخته ­های پوشاننده لایه درونی دیواره بدن آندوسیتوز انجام می­دهند (گوارش درون یاخته ای).

3. گوارش درون یاخته ای در راستای تکمیل گوارش برون یاخته ای است.

4. بعضی از سلول­های پوشاننده لایه درونی دیواره بدن، تاژکدار است که باعث تسهیل گوارش برون یاخته ای می­شود.

5. جاندارانی که فقط گوارش برون یاخته ای دارند تخصص یافتگی بیشتری دارند.

6. هیدر گوشتخوار است.

7. لایه درونی کیسه گوارشی ،استوانه­ ای شکل(مانند سلول های پوششی سطح لوله های گوارشی از انتهای  مری تا انتهای راست روده) ولی  لایه بیرونی کیسه گوارشی ، مکعبی (مانند یاخته های دیواره نفرون)است.

8. منبع غذایی لایه بیرونی کیسه گوارشی از ذرات غذایی معلق در محیط اطراف است. (این لایه فقط گوارش درون یاخته ای دارد).

9. هیدر از کیسه تنان است و تمام کیسه­ تنان دستگاه گردش آب دارند (دستگاه گردش خون ندارند).

10.هیدر گوارش مکانیکی ندارد.

11.جاندارانی که حرکت غذا در آنها بصورت دو طرفه دیده می شود:

هیدر          -     نشخوارکنندگان      -    عمل استفراغ در انسان

12. هیدر آمونیاک دفع می کند.

 

 

و اما سوالات کنکور سال های اخیر در این مقوله.....

سوال 1- کدام جاندار در محیط زیست خود بیشتر اوقات به تکیه ­گاه چسبیده است. دستگاه گردش خون ندارد و مواد غذایی مورد نیاز خود را با گوارش برون سلولی و درون سلولی تأمین می­کند؟ (کنکور سراسری 90)

الف) هیدر                                          ب)  اسفنج            

ج) کشتی چسب                                د) کپک مخاطی سلولی

 

جواب سؤال 1 :

گزینه ی الف درست است . هیدر علاوه بر ویژگی های ذکر شده ، دیواره بدنی از دو لایه ی سلولی درست شده ، فقط بعضی سلول های لایه درونی تاژکدار است و بعضی، آنزیم گوارشی اگزوسیتوز می کند و سلول های استوانه ای شکل اند، درحالیکه سلول های لایه بیرونی ، مکعبی شکل بوده و غذای مورد نیاز را از آب پیرامون دریافت می کند.

تشریح سایر گزینه ها :

ب) از بی مهرگان که فاقد سلول های عصبی است .

ج) کشتی چسب که نوعی سخت پوست بوده و در مطالعه ی کنام واقعی و بنیادی به کار گرفته شده است .

د) شاخه ای از فرمانروی آغازیان که ویژگی های کامل آنرا در مبحث آغازیان به تفصیل توضیح داده ام .

+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۰۲/۰۳ساعت 22:58  توسط دکتر فرزانه 09123667097  | 

شما اگه به شکل 29 (قسمت الف) صفحه 38 زیست و آزمایشگاه 1 چاپ 1395 توجه فرمائید، یک یاخته ترشح کننده هورمون را می‏بینید که در قسمتی از لایه مخاطی دیواره روده باریک واقع است و به سمت بافت پیوندی سُست لایه زیر مخاطی نفوذ کرده و در یک فرو رفتگی دیده می‏شود. در آن شکل این فرو رفتگی ، غده روده، نامیده شده است. این یاخته برخلاف بسیاری از یاخته‏ های لایه مخاطی ،وظیفه جذب را برعهده ندارد بلکه یکنوع پیک شیمیایی به اسم هورمون تولید و به خون ترشح می‏کند. کتاب درسی در دو بخش از لوله گوارش (یعنی معده و روده) این هورمون‏ها را توضیح داده است که عبارتند از:

1-     سکرتین: این هورمون، از نوعی یاخته‏های مخاطی دوازدهه در پاسخ به ورود کیموس معده به دوازدهه، به خون ترشح می‏شود و سپس توسط سیاهرگ دوازدهه وارد کبد شده و پس از رسیدن به قلب به همه نقاط بدن از طریق جریان خون می‏رسد. چون گیرنده غشایی هورمون سکرتین فقط در یاخته‏ های پانکراس وجود دارد، بنابراین یاخته‏های پانکراس (برخلاف دیگر یاخته ‏های بدن) اختصاصی عمل پیدا کرده و عکس العمل نشان می دهند ،بطوریکه  تولید و ترشح برون ریز یون بیکربنات (-HCO3) را افزایش می‏دهند. بیکربنات لوزالمعده از طریق مجرای مشترک (با مجرای صفرا) وارد مجرای داخل دوازدهه شده و باعث خنثی شدن خاصیت اسیدی کیموس معده وارد شده به درون آن می‏شود. بیکربنات، خاصیت قلیایی دارد و از یاخته‏ هایی ترشح می‏شود که متعلق به غده ‏های برون ‏ریز هستند.

2-     گاسترین: اگر شما به شکل 20 (قسمت ب) صفحه 32 کتاب درسی توجه کنید، یاخته‏ های ترشح کننده هورمون می‏بینید که متعلق به لایه مخاطی دیواره معده هستند. بر اساس اطلاعات کتاب درسی، این یاخته ‏ها در مجاورت بنداره پیلور (بنداره رابط معده و دوازدهه) قرار دارند ،یعنی در آن قسمت از لایه مخاطی دیواره معده قرار دارند که به بنداره پیلور نزدیک تر است. این یاخته ‏ها در صورت تحریک شدن، هورمون گاسترین ترشح می‏کنند که بر یاخته ‏های اصلی و کناری معده اثر کرده و به ترتیب باعث تولید و  ترشح پپسینوژن و اسید معده از آنها می‏شود . این شکل سکرتین ترشح شده از دوازدهه را نشان می‏دهد که پس از ورود به جریان خون و دریافت توسط لوزالمعده باعث تولید و ترشح بیکربنات به دوازدهه ‏شده است. همچنین در این شکل نشان داده شده  که گاسترین ترشح شده از معده، پس از ورود به جریان خون و دریافت توسط خود معده باعث تولید و ترشح پپسینوژن و اسید معده به فضای درونی معده می‎‏شود. اون لقمه غذای سبز رنگ، بیانگر اینست که پس از ورود غذا به معده و دوازدهه، این هورمون‏ها به خون ترشح می‏شوند. کیسه صفرا کبد نشان داده شده بیانگر اینست که اولاً صفرا تولید شده توسط یاخته‏ های کبدی در کیسه صفرا ذخیره می‏شود و ثانیاً پس از ورود غذا به دوازدهه از طریق مجرای مشترک (با مجرای لوزالمعده) به دوازدهه سرازیر می‏شود.

+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۰۲/۰۳ساعت 22:50  توسط دکتر فرزانه 09123667097  | 

این شکل ، موضوع تنظیم ترشح بزاق را توسط اعصاب پاراسمپاتیک به تصویر کشیده است. غده ‏های بزاقی نشان داده شده در این شکل مربوط به غده بزاقی زیر آرواره هستند. اندام زبان را آشنایی کامل دارید و امّا میمونه اون قسمت چپ شکل که بخشی از دستگاه عصبی مرکزی انسان است. اگر یادتون باشه در دسته‏ بندی دستگاه عصبی عرض کردم که مغز و نخاع، دو بخش سازنده دستگاه عصبی مرکزی هستند. مغز از سه قسمت تشکیل یافته است: مخ، مخچه و ساقه مغزی. خود ساقه مغزی هم از سه بخش تشکیل یافته است(مغز میانی، پل مغزی و بصل‏ النخاع).

اون قسمت کرمی رنگ، دو بخش از ساقه مغزی هستند، بطوریکه بالایی، پل مغزی(A) و پایینی هم بصل‏النخاع(B) است و اون رشته مانندهایی که از زبان خارج شده‏اند نورون‏های حسی(C) هستند که وارد منطقه‏ای میشوند که ظاهرا مرز بین پل مغزی و بصل‏النخاع است. این نورون های حسّی پس از ارتباط با نورون های رابط (D)به مرکز تنظیم ترشح بزاق (در مرز پل مغزی و بصل‏النخاع) پیام تحریک را می‏رسانند و احتمالا، محرک ،ذرات شیمیایی غذا است.نورون حرکتی(E) نشان داده شده که بطرف غده بزاقی زیر آرواره‏ای دستور عصبی را می‏رساند ،باعث ترشح بزاق می‏شود. اون قسکتی که با حرفF  نشان داده شده محل تجمع جسم یاخته ای نورون های حرکتی است.این شکل بیانگر تصویری جمله کتاب درسی هست که میگه بزاق به شکل انعکاس ترشح می‏شود. این نوع انعکاس‏ها بدون آنکه توسط مغز تحلیل شده باشند و پردازش شوند بوجود می‏آیند. در این شکل اون قسمتی که با G  نشان داده شده است بطن چهارم که ایشالله سال یازدهم یاد میگیرین.

نکته :زبان ، اندام ماهیچه ای بوده که 12 عدد ماهیچه در ساختار آن بکار رفته و از جمله وظایف آن:

1)هنگام بلع غذا، عقب زبان بالا می آید.    2) محل جوانه چشایی        3)کمک به تکلم

هم این شکل وهم متن مربوط به اون توضیح واضح و جامعی در ارتباط با تنظیم فعالیت‏های دستگاه گوارش توسط دستگاه عصبی را نمی دهد.

بچه ها ؛گفتم که دستگاه عصبی انسان از 2 بخش مرکزی و محیطی تشکیل یافته است. بخش مرکزی شامل مغز و نخاع بوده و بخش محیطی هم شامل دو  زیر بخش است (زیر بخش حسی و زیر بخش حرکتی). زیر بخش حسّی، پیام‏های عصبی محرک درون یا بیرون بدن را به مغز و نخاع می‏آورد و شامل نورون های حسی و اندام های حسی است و زیر بخش حرکتی، دستورات مغز و نخاع را به اندام‏های بدن می‏رساند (مخصوصاً غدد و ماهیچه‏ها) و از دو قسمت ساخته شده است ؛قسمت پیکری که عملکرد آن اغلب ارادی و بعضاً غیر ارادی (مثل بعضی از انعکاس‏ها) است و قسمت خود مختار که عملکرد آن کاملاً غیر ارادی بوده و دو زیر مجموعه اعصاب هم حس (سمپاتیک) و پاد هم حس (پاراسمپاتیک) دارد.

اینایی که بهتون گفتم در یک جدول نشون میدم:

دستگاه عصبی

مرکزی

مغز

نخاع

محیطی

حسّی

حرکتی

پیکری

 

دستگاه عصبی خود مختار

اعصاب سمپاتیک

اعصاب پاراسمپاتیک

حالا که جایگاه دستگاه عصبی خود مختار را شناختید باید بدونید این بخش از دستگاه عصبی بدن انسان، کارکرد دستگاه گوارش را تنظیم می‏کند. کتاب درسی، گفته که فعالیت دستگاه عصبی خود مختار، ناآگاه است یعنی غیر ارادی کار می‏کند و ما برای اون تصمیم نمی‏گیریم. اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک بطور معمول، مخالف هم فعالیت می‏کنند. بعنوان مثال وقتی به غذا فکر می‏کنیم و یا لقمه غذایی برامون چشمک می‏زنه، دستگاه عصبی خود مختار پیام عصبی مغز را به غده‏های بزاقی می‏رساند و باعث می‏شود که یاخته‏های غده بزاقی موجود در دهان شروع به ترشح بزاق کنند (به شکل انعکاس و من قبلاً تعریفی از انعکاس براتون ارائه دادم). محرک‏هایی همچون دیدن، بوی غذا و حتی فکر کردن به غذا باعث افزایش ترشح بزاق می‏شوند. مثالی که خدمتتون عرض کردم مثال نقض این جمله بود که اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک مخالف هم عمل می‏کنند. در این مثال یادتون باشه که اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک هر دو بعنوان تحریک کننده ترشح بزاق عمل می‏کنند، بطوریکه محرک‏های بو و مزه غذا، اعصاب پاراسمپاتیک را تحریک می‏کنند و باعث افزایش ترشحات آبکی بزاق شده و با تحریک اعصاب سمپاتیک، ترشحات پروتئینی بزاق افزایش می‏یابد.

+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۰۲/۰۳ساعت 22:47  توسط دکتر فرزانه 09123667097  | 

 

شما در این شکل برش عرضی و طولی از دیواره روده باریک رو ملاحظه میفرمایید. این شکل واقعا به دنبال نشان دادن تعداد لایه های سازنده دیواره لوله گوارش نیست چرا که قبلا هم شکل و هم متن در اینباره کلی مطالب در کتاب بیان شده است . این شکل بدنبال توجیه سطح بالای جذب توسط روده باریک است.همانطوریکه کتاب درسی هم گفته، تقریباً همه نقاط لوله گوارش می‏توانند عمل جذب را انجام دهند ولی روده باریک برای اینکار تخصص بیشتری پیدا کرده است. یکی از این تخصصی شدن‏ها، مربوط به داشتن سطح جذب بالا است. عواملی که باعث افزایش سطح جذب روده باریک تا چند صد برابر می‏شوند عبارتست از:

1-     چین‏ های حلقوی: شما احتمالاً لوله بخاری خرطومی دیدین که طولش میتونه کم و زیاد بشه. در واقع؛ دیواره این لوله بخاری، مجموعه ‏ای از چین‏ های حلقه مانندی است که پشت سر هم قرار گرفته ‏اند. دیواره روده باریک انسان هم صاف نیست بلکه مثل لوله بخاری خرطومی برآمدگی و چین‏ های حلقوی به داخل دارد که میزان سطح تماس کیموس معده را با آن افزایش می‏دهند، یعنی مولکول‏های غذایی زیادی از کیموس می‏توانند با سطح داخلی روده باریک برخورد کنند. شما در شکل 29 (قسمت ب) این صفحه سه چین حلقوی را می‏بینید که به طرف داخل روده باریک برگشته‏ اند. در قسمت مغزی هر کدام از این چین ‏خوردگی‏ها، نوعی بافت پیوندی وجود دارد و زیر همه آنها لایه‏های ماهیچه ‏ای (بصورت حلقوی در اتصال با بافت پیوندی و لایه طولی ماهیچه ای در اتصال به لایه بیرونی دیواره روده باریک) وجود دارد. این چین‏ها در اثر پیشروی بافت پیوندی سُست زیر مخاط به قسمت پایینی لایه مخاطی بوجود آمده است. این چین خوردگی­ها (چین خوردگی اول) بزرگترین بوده و دارای لایه مخاطی و زیرمخاطی است.این چین خوردگی ها بصورت حلقوی است(مثل فنر)نه طولی.

2-     پرزها: روی هر یک از چین‏ های روده باریک، برجستگی‏های انگشت مانند وجود دارد که هر کدام یک پرز نامیده می‏شود. هر پرز نهایتاً mm2 طول دارد. تعداد پرزها بسیار بیشتر از تعداد چین‏ های حلقوی می‏باشد، زیرا روی یک چین هزاران پرز واقع است. جالب اینه که به هر یک از یاخته‏های مخاطی واقع در دیواره یک پرز، یاخته پرز می‏گویند. شما در شکل 29 (قسمت پ) یک پرز را جدا مشاهده می‏کنید که درون آن یاخته‏های ماهیچه ‏ای و شبکه‏ای از نورونهای متصل به آن دیده می‏شود. این یاخته‏ های ماهیچه‏ ای توسط نورون‏ های متصل به آن منقبض می‏شوند و باعث حرکت پرزها می‏شوند تا عمل جذب افزایش یابد. همون شکل (قسمت الف)، 5 پرز را نشان می‏دهد که فقط یکی از آنها برش طولی خورده است و اجزای داخل آنرا کاملتر نشان می‏دهد. در درون هر پرز علاوه بر یاخته‏های ماهیچه ‏ای موارد زیر را می‏توان دید:

الف- یک مویرگ ته بسته تقریباً طویلی در وسط به اسم مویرگ لنفی که وظیفه دریافت چربی‏های غذا را برعهده دارد. شما اگر به توضیحات پاراگراف آخر (صفحه 36) کتاب درسی توجه کنید می‏بینید که مونوگلیسیریدها و اسیدهای چرب حاصل از اثر لیپاز لوزالمعده،  جذب یاخته‏های مخاطی دیواره روده باریک میشوند. پس از ورود این اجزای چربی‏ها به این یاخته‏ها، آنها در درون میان یاخته (سیتوپلاسم) یاخته مخاطی تبدیل به چربی کامل شده (تری گلیسیرید) و سپس از این یاخته‏ها وارد مویرگ لنفی می‏شوند. پس عمده موادی که در مویرگ‏های لنفی وجود دارد، لیپیدها هستند. مویرگ‏های لنفی پرزها در قسمت پایین هر پرز به رگ قطورتری متصل می‏شوند که رگ لنفی نامیده می‏شود. رگ‏های لنفی هم بصورت همگرا به تعدادی محدود رگ لنفی بزرگتر تبدیل می‏شوند و نهایتاً به کمک سیاهرگی، محتویات لنفی خود را وارد قلب می‏کنند. لنف، مایع تقریباً بی‏رنگ یا شیری رنگ درون مویرگ‏های لنفی و رگهای لنفی است.

ب- شبکه مویرگی: شبکه‏ای متصل بهم از مویرگ‏های خونی که در کتاب درسی بصورت انشعابات قرمز و آبی رنگ نشان داده شده و توسط پل‏های ظریفی بهم متصلند. رنگ قرمز نشان دهنده محتوی خون روشن (اکسیژن زیاد و کربن دی‏اکسید کم) و رنگ آبی نشان دهنده محتوی خون تیره (اکسیژن کم و کربن دی اکسید زیاد) است. یعنی اینکه در محل هر پرز، تبادلات گازهای تنفسی انجام می‏شود. علاوه بر این تکپارهای غذایی (مونومرهای غذایی) مانند گلوکز، آمینواسید و مواد معدنی مورد نیاز بدن (مانند کلسیم و ویتامین C)وارد همین شبکه مویرگی می‏شوند.

اون رگ قطور قرمز رنگ افقی پایین، یک سرخرگ کوچک است که قسمت قرمز رنگ شبکه مویرگی از آن منشأ می‏گیرد و اون رگ قطور آبی رنگ افقی پایین هم، یک سیاهرگ کوچک است که قسمت آبی رنگ شبکه مویرگی به آن متصل است. رگ قرمز رنگ افقی، خون روشن را به داخل هر پرز هدایت می‏کند و رگ آبی رنگ افقی، خون تیره را از داخل هر پرز خارج می‏کند.

اطراف شبکه مویرگی درون پرزها را بافت پیوندی سُست احاطه کرده است.

3-     ریز پرزها: یاخته‏های پوششی سطح هر پرز که اصطلاحاً لایه مخاطی هم نامیده می‏شود ساختار ویژه‏ای دارند بطوریکه زوائد سیتوپلاسمی به سمت خارج یاخته بوجود آورده‏اند تا میزان سطح یاخته افزایش یابد. به هر یک از این زوائد سیتوپلاسمی یاخته پوششی، ریز پرز می‏گویند(نه مژک) و یاخته‏ای که ریز پرزها را بوجود آورده است، یاخته ریز پرز نامیده می‏شود. وظیفه یاخته های ریز پرز جذب مونومرهای غذایی است .بعضی از یاخته‏های پوششی، یاخته ریز پرز نیستند زیرا زوائد سیتوپلاسمی (ریز پرز) ندارند. دو نمونه از این یاخته‏ها عبارتست از:

الف) یاخته ترشح کننده هورمون: بعنوان مثال هورمون سکرتین، از این نوع یاخته‏های روده باریک به خون ترشح شده و باعث تولید و ترشح بیکربنات از لوزالمعده به دوازدهه می‏شود.

ب) یاخته ترشح کننده ماده مخاطی: گلیکوپروتئینی به اسم موسین، تولید و ترشح می‏کند که پس از ورود به مجرای روده باریک مایع مخاطی چسبناک و لزج را می‏سازد.

توجه: اون قسمت فرو رفته شکل 29(قسمت الف) که در کتاب درسی، غده روده نامگذاری شده است در واقع تو رفتگی‏های لوله‏ای شکل است که در بافت پیوندی سست لایه زیر مخاطی نفوذ کرده و عامل دیگر افزاینده سطح روده باریک است.

توجه: یاخته‏های ترشح کننده هورمون، بطور معمول در محل غده روده قرار دارند.

در متن کتاب درسی از نوعی بیماری گوارشی اسم برده بنام سلیاک. سلیاک یک بیماری ارثی (از نوع خود ایمنی) است که در آن فرد دچار سوء تغذیه می‏شود. علت بیماری بدلیل تخریب یاخته‏های روده‏ای (یاخته‏های ریز پرز) می‏باشد، بطوریکه ممکن است کل پرزها از بین بروند. در واقع یاخته‏های سفید خون ،یک پروتئین خاص که در گندم و جو یافت می‏شود و گلوتن نامیده می‏شود بعنوان یک عامل بیگانه (مثل یک میکروب بیگانه) شناسایی می‏کنند و یاخته ‏هایی را تخریب می‏کنند که گلوتن‏ ها را جذب کرده اند. خُب معلومه دیگه یاخته‏های پوششی لایه مخاطی روده و(یا همون یاخته‏های ریز پرز) به گلوتن از طریق غشای یاخته‏ای خود متصلند تا آنزیم‏های گوارشی سطحی خودشان آنها را آبکافت شوند ولی در همون موقع یاخته‏ های سفید خونی مجموع یاخته ریز پرز و گلوتن را از بین می‏برند.

در واقع؛ سلیاک، نوعی آلرژی و حساسیت محسوب می‏شود و در آن کاهش جذب مواد مغذی مثل آمینواسیدها، مواد معدنی و ویتامین‏ها اتفاق می‏افتد و معلومه که چه اتفاقی بدنبال این کمبودها ممکنه در بدن بوجود بیاد. اساس درمان بیماری سلیاک، رژیم غذایی فاقد گلوتن است. بعنوان مثال ذرت برنج و سویا گلوتن خیلی کم دارند و بیمار می‏تواند بیشتر از این نوع غذاها بخورد.

توجه: جنس شیمیایی غلاف میلین و ریز پرز خیلی به هم شبیه است زیرا هر دو نوعی غشای یاخته اند.

 

نکاتی که ذیلا بهتون میگم مربوط به روده باریک است:

1.ابتدا و انتهای روده باریک در سمت چپ شکم قرار دارد.

2. محل اصلی گوارش شیمیایی و جذب منومرهای غذایی به خون است.

3. در دیواره آن یاخته ­های ترشح کننده موسین وجود دارد که همراه مایع نمکی بدون آنزیم ترشح شده از دیگر یاخته ­ها باعث تسهیل حرکت مواد در مجرای روده می­شوند.

4. عمده جذب منومرهای غذایی در روده است ولی بسیاری از داروها و سموم از طریق مخاط دهان هم می­توانند جذب خون شوند.

5. افزایش سطح جذب روده باریک مدیون وجود چین خوردگی حلقوی، پرز  و  ریز پرزهای آن است.

6.مژک و تاژک در یاخته های آن دیده نمی­شود.

 

و اما سوالات کنکور سال های اخیر در این مقوله.....

سوال 1 - در روده باریک انسان، همه مواردی که در از بین بردن اثر اسیدی کیموس معده نقش موثری دراند، توسط سلول های ...............می شوند. (کنکور سراسری 95)

1)مستقر برروی غشای پایه، تولید

2) دارای ریز پرزهای فراوان، ساخته

3)سازنده صفرا به ابتدای دوازدهه ، ترشح

4) غدد برون ریز به مایع بین سلولی، وارد

جواب سوال 1:

گزینه 1درست است. خاصیت اسیدی کیموس معده به خاطر اسید کلریدریک  در آن است.با توجه به اینکه ضخامت موکوز روده باریک از معده کمتر است و همچنین برای فعال شدن آنزیم های گوارشی پانکراس محیط خنثی مورد نیاز است ،بنابراین محتویات صفرا و بی کربنات سدیم پانکراس که هر دو خاصیت قلیایی دارند باعث خنثی شدن خاصیت اسیدی کیموس معده می شوند. هم صفرا و هم بی کربنات سدیم از ترشحات برون ریز غده های گوارشی هستند. سلول های سازنده این مواد نوعی سلول پوششی تمایز یافته هستند که برروی غشای پایه  واقعند.

تشریح سایر گزینه ها :

گزینه 2: سلول های موجود در سطح هر پرز روده باریک تعداد زیادی زائده های سیتوپلاسمی انگشت مانند می سازند که ریز پرز نامیده می شود و وظیفه آنها در افزایش سطح جذب منومرهای غذایی است. این ریز پرزها هیچ ترشحات قلیایی از خود ندارند. در ضمن سلول های پوششی ترشح کننده صفرای کبد و بی کربنات سدیم پانکراس هم که خاصیت قلیایی دارند، ریز پرز  ندارند.

گزینه3: در خنثی سازی اثر اسیدی کیموس معده علاوه بر سلول های سازنده صفرا، سلول های سازنده بی کربنات سدیم پانکراس هم نقش دارند. مجرای حاوی محتویات صفرا و بی کربنات سدیم پانکراس در نزدیکی دوزادهه یکی است و کل محتوای آن دو با هم از طریق یک مجرا به ابتدای دوازدهه ریخته می شود.

گزینه4: سلول های غدد برون ریز از جمله سلول های ترشح کننده صفرا و بی کربنات سدیم، ترشحات خود را به مجرای ترشحی می ریزند (نه مایع بین سلولی).

+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۰۲/۰۳ساعت 22:42  توسط دکتر فرزانه 09123667097  | 

در این شکل کبد(با کیسه صفرا) ،لوزالمعده ،دوازدهه و بخشی از دیافراگم دیده میشه. حالا دونه دونه اونا رو براتون توضیح میدم .

کبد :

 کَبَد  کلمه ای عربی به معنی بزرگی شکم و دشواری بوده،برای اینکه هم حجم زیادی از شکم را اشکال می کند و هم کارهای حیاتی و  متنوعی بر عهده دارد. کبد یکی از مهمترین اندام ‏های گوارشی است بطوریکه ترشحات برون ‏ریز آن به اسم صفرا به دوازدهه راه پیدا می‏کند. کبد(که عامیانه، جگر سیاه نامیده می‏شود) به وزن تقریبی 1/5 کیلوگرم در انسان بالغ ،در سمت راست بدن، تقریباً در زیر دنده ‏ها قرار گرفته است و از 2 قسمت (بزرگ و کوچک) متصل بهم تشکیل یافته است. کیسه صفرا که محتوی ماده صفرا است در زیر قسمت بزرگ آن واقع است. کبد در زیر یک ماهیچه پرده مانند ضخیم به اسم دیافراگم قرار گرفته است بطوریکه بخشی از دیافراگم وارد فاصله قسمت بزرگ و کوچک کبد شده ولی هیچگاه ارتباط آندو را قطع نمی‏کند

 

نکات مربوط به کبد:

  1. بزرگترین غده ی بدن است (دو لوب اصلی  ، چپ و راست دارد)و مانند پانکراس بخش برون ریز(ترشح صفرا )و درون ریز(هورمون اریتروپویتین)دارد .
  2. پروتئین های پروترومبین، فیبرینوژن ،آلبومین و پروتئین های مکمل  توسط کبد ساخته شده و به خون می ریزند.
  3. تنظیم میزا ن قند خون(گلوکز)توسط آنزیم های شبکه آندوپلاسمی صاف سلول های کبدی انجام می شود.
  4. مواد سمی بدن توسط کبد حنثی می شوند.
  5. کبد ،صفرا می سازد.
  6. کبد از دو منبع خوني تغذيه مي شود: شريان کبدي، که يک سوم خون کبد را تامين مي‌کند و از آئورت منشا مي‌گيرد، و وريد باب که دو سوم خون کبد را تامين مي‌کند و خون گرفته شده از لوله ي گوارش را به آن مي‌رساند.
  7. نمک‌هاي صفراوي براي هضم و جذب چربي ها  و  ويتامين‌هاي محلول در چربي استفاده مي‌شوند .

        8.بيش از 500 عمل مختلف را انجام مي‌دهد.

کارهاي اصلي کبد عبارت‌اند از:

-    متابوليسم کربوهيدرات، پروتئين و چربي

-     ذخيره و فعال کردن ويتامين‌ها و مواد معدني

-      تبديل آمونياک به اوره

-     متابوليسم استروئيدها

-     سم زدایی

 

کیسه صفرا:

کیسه صفرا بصورت یک جسم گلابی شکل نشون داده شده بطوریکه منفذ خروج مایع صفرا در قسمت بالای اون قرار داره، ولی نشون نداده که چگونه صفرای ساخته شده توسط یاخته ‏های کبدی وارد کیسه صفرا می‏شود. در واقع صفر ا از طریق مجرای کیسه‏ای به کیسه صفرا وارد می‏شود. اتصال کیسه صفرا به دوازدهه توسط مجرای صفرا می‏باشد ولی این اتصال مستقل نیست بطوریکه مجرای صفرا در محل ورود به دوازدهه با یکی از مجاری بزرگ لوزالمعده همراه شده و مشترکاً وارد دوازدهه می‏شوند.

توضیح کوتاه این شکل نشون میده که یاخته ‏های کبدی ، صفرا را ابتدا وارد مجراهای صفراوی کرده و سپس آن مجاری، صفرا را به یک مجرای مشترک می‏ریزن که من در اینجا به اون مجرای مشترک، مجرای کیسه ‏ای گفتم. صفرا در کیسه صفرا ذخیره شده و با فاصله کمی پس از ورود کیموس به دوازدهه، کیسه صفرا منقبض شده و صفرای درون آن از طریق مجرای مشترک به دوازدهه راه می‏یابد.

صفرا یا زرد آب، مایع سبز- زرد رنگ است که توسط گروهی از یاخته‏ های کبدی ساخته شده ودر کیسه صفرا ذخیره می‏شود. صفرا هیچ نوع آنزیمی ندارد پس در گوارش مستقیم غذا نقشی ندارد (هرچند شرایط مفید برای گوارش شیمیایی لیپیدها را فراهم می‏کند).

ترکیبات صفرا عبارتست از:

1-     نمک‏های صفراوی: این نمک‏ها مثل صابون عمل می‏کنند بطوریکه باعث امولسیون شدن لیپیدها می‏شوند، یعنی باعث پراکنده شدن قطرات ریز چربی در حلال آب می‏شوند تا آنزیم‏های گوارشی لیپیدها (با نام کلی لیپازها) بتوانند با لیپیدهای غذا بطور مستقیم ارتباط فیزیکی پیدا کنن.

2-     بیکربنات (-HCO3): این یون باعث قلیایی شدن صفرا (8/6-7/6 = PH) می‏شود بطوریکه به خنثی شدن خاصیت اسیدی کیموس وارد شده به دوازدهه کمک می‏کند.

3-     کلسترول: مقداری از کلسترول اضافی بدن از همین طریق از بدن دفع می‏شود. یادمون باشه که کبد در متابولیسم کلسترول بدن، نقش بسیار کلیدی دارد.

4-     لسیتین: فسفولیپیدی که به امولسیون شدن چربی‏ها کمک می‏کند.

5-     بیلی‏ روبین: از رنگدانه‏های صفرا بوده و همین باعث رنگ سبز متمایل به زرد آن می‏شود. بیلی‏روبین از تجزیه هموگلوبین گویچه ‏های قرمز بوجود می‏آید. در واقع هِم بدون آهن هموگلوبین منشأ بیلی ‏روبین است. درشت‏خوارها (ماکروفاژها‏)‏ی کبدی باعث تجزیه هموگلوبین می‏شوند.

وظیفه کبد در ارتباط با دستگاه گوارش را میشه با توجه به ترکیبات سازنده صفرا مشخص کرد که عبارتند از:

الف) حضور نمک‏های صفراوی و لسیتین، باعث امولسیون شدن لیپیدهای رژیم غذایی می‏شود.

ب) بیکربنات صفرا، به خنثی‏سازی خاصیت اسیدی کیموس وارد شده به دوازدهه کمک می‏کند.

ج) دفع مقداری از کلسترول اضافی بدن و همه ماده دفعی حاصل از تخریب گویچه‏ های قرمز (بصورت بیلی‏روبین).

 

نکات مربوط به خود ماده صفرا عبارتست از:

1. رنگ سبز  و خاصیت قلیایی دارد و توسط سلول­های کبدی ساخته شده و در کیسه صفرا تغلیظ و ذخیره می­شود. این خاصیت بخشی از خاصیت اسیدی کیموس معدی را خنثی کرده تا آنزیم­های پانکراس فعال شوند.

2. در صفرا، نمک­ها ی معدنی(مانند کلسیم)، رنگ­ها ی صفراوی (بیلی روبین و بیلی وردین)، لیستین (نوعی لیپید) ،آب و  کلسترول وجود دارد.

نکته : در صفرا دو نوع لیپید(لیستین و کلسترول) وجود دارد.

3.در صفرا ،مایع صفرا تغلیظ می شود.

4. نمک­های صفراوی باعث افزایش حرکات کرمی روده باریک می­شوند.

5. رنگ­های صفراوی (که از تجزیه هموگلوبین یاخته های خونی قرمز مرده بوجود می­آیند) پس از جذب روده­ای وارد خون شده و از طریق ادرار دفع می­شود و رنگ آنرا زرد می­کند و بخشی دیگر در اثر تغییر، مدفوع را قهوه­ای رنگ می­کند.

6. اگر کلسترول صفرا در کیسه یا مجرای صفراوی رسوب کند سنگ کیسه­ ی صفرا بوجود می­آید.

7. عوارض سنگ کیسه­ ی صفرا:

الف – هضم چربی­ها دچار اختلال می­شود چرا که از وظایف املاح صفرا، امولسیون کردن چربی­ها (پراکنده شدن ذرات چربی در آب) می­باشد تا لیپاز لوزالمعده به راحتی چربی­ها را هیدرولیز کند، بنابراین مدفوع، چرب است.

ب – رنگ­های صفراوی وارد خون شده و باعث زرد رنگ شدن صلبیه چشم، ناخن و رنگ پوست می­شود (زردی یا یرقان).

8.صفرای کبد بواسطه داشتن نمک ها باعث تبدیل چربی های درشت به چربی های ریز می شود و بنابراین بدن برای جذب ویتامین های محلول در چربی  نیازمند صفرا است.

 

نقش صفرای کبد در این ارتباط عبارت است از:

ü      افزایش بازجذب کلسیم از روده با افزایش جذب روده ای ویتامین D (و غیر مستقیم کمک به انعقاد خون)

ü      افزایش بازجذب ویتامین K (و غیر مستقیم کمک به انعقاد خون)

9.موقعیت کیسه ی صفرا بالاتر از معده و پانکراس است.

 

لوزالمعده (پانکراس):

در این شکل لوزالمعده (لوز در لغت یعنی بادام)  به مانند یه چکش نشون داده شده که قاعده آن بطرف دوازدهه و رأس آن به طرف معده است، بطوریکه در متن گفته اندام لوز‏المعده در زیر و موازی با معده قرار دارد. لوزالمعده یک اندام مختلط است، یعنی 2 کاره هست، هم نقش غده درون‏ریز دارد و هم نقش غده برون‏ریز:

1-     نقش درون‏ریزی غده لوزالمعده: هورمون‏های انسولین و گلوکاگون از بخش‏هایی از آن به اسم جزایر لانگرهانس به خون می ریزد.

2-     نقش برون ریزی غده لوزالمعده: یاخته‏هایی در لابلای جزایر لانگرهانس قرار دارند و موادی را از خود به مجرای مشترکی می‏ریزند که نهایتاً به دوازدهه راه پیدا می‏کنند.این ترکیبات عبارتست از:

الف) بی‏کربنات: باعث خنثی شدن خاصیت اسیدی کیموس معده وارد شده به دوازدهه می‏شود.

ب) آنزیم‏های گوارشی: این آنزیم‏ها، برای گوارش شیمیایی مولکول‏های زیستی غذا لازمند ،بطوریکه باعث تبدیل بسپارها (پلیمرها) به تکپارها (مونومرها یا همون واحدهای سازنده بسپارها) می‏شوند. سه نوع آنزیم گوارشی مهم لوزالمعده، مطرح شده در متن کتاب درسی عبارتست از:

.a پروتئازها: وظیفه تبدیل پروتئین‏های غذا به آمینواسیدها را برعهده دارند. این آنزیم‏ها، بصورت غیر فعال به دوازدهه ترشح می‏شوند، زیرا بقدری قوی هستند که اگر در لوزالمعده فعال شوند ممکن است خود لوزالمعده را تجزیه کنند. از مهمترین پروتئازهای لوزالمعده میشه به تریپسین غیر فعال اشاره کرد که پس از فعال شدن، هم باعث هیدرولیز پروتئین‏ها می‏شود و هم پروتئازهای دیگر را فعال می‏کند.

.b لیپازها: باعث گوارش شیمیایی لیپید (چربی)ها شده و آنرا به گلیسرول و اسیدهای چرب تبدیل می‏کند.

.c آمیلاز: باعث گوارش شیمیایی کربوهیدرات نشاسته شده و آنرا به یک مولکول دی‏ساکارید و مولکول درشتی شامل 9-3 مولکول گلوکز تبدیل می‏کند. آمیلاز علاوه بر تولید در لوزالمعده در غده بزاقی دهان هم تولید می‏شود.

 

دوازدهه :

بخش اول روده باریک، دوازدهه نامیده می‏شود و محل حضور ترکیبات ترشحی لوزالمعده و کبد به مجرای درون آن است. تا جاییکه من می‏دونم اولین بار این واژه توسط بوعلی سینا تحت عنوان اثنی عشر در کتاب قانون در طب استفاده شده، زیرا طول آن در افراد مختلف به اندازه عرض دوازده انگشت دستش بوده و امروزه در زبان لاتین هم بهش دئودونوم (به معنی دوازدهه) میگن. دوازدهه به شکل حرف C انگلیسی میمونه و مثل یک رمپ میمونه که داره مسیر حرکت کیموس معده را وارد گردنه‏های پر پیچ و خم می‏کنه .

مجرای داخل دوازدهه، علاوه بر اینکه مایع صفرا را از کبد و آنزیم‏های گوارشی مختلف را از لوزالمعده دریافت می‏کند، شیره روده را هم از یاخته‏های پوششی مخاط خود دریافت می‏کند.

پرده دیافراگم(Diaphragm)  :

من وقتی اولین بار این کلمه رو شنیدم یاد سوراخ دیافراگم دوربین عکاسی افتادم. علت این نامگذاری مربوط به عبور سرخرگ آئورت ،مری و بزرگ سیاهرگ زیرین از وسط آنست.دیافراگم پرده‌ای متشکل از ماهیچه مخطط و ارادی داخلی بدن است که به دنده‌های انتهایی و مهره‌ها می‌چسبد و قفسه سینه را از محوطه شکم جدا می‌کند. در فارسی به دیافراگم،  میان‌بند هم گفته‌اند. انقباض این ماهیچه نقش مهمی در انجام غیرارادی تنفس دارد. این ماهیچه سینه را از شکم جدا می‌سازد و در قسمت مرکزی خود ساختاری وتری‌ شکل به خود می‌گیرد

 

و حالا بریم سراغ سوالات کنکور چن سال اخیر درباره این مبحث:

 

سوال 1 -در فرد مبتلا به سنگ کیسه­ی صفرا، .......... (کنکور سراسری خارج از کشور 93)

1) بخشی از مواد رنگین صفرا به خون وارد می­شود.

2) میزان دفع لیپیدها از طریق روده کاهش می­یابد.

3) ترشح آنزیم­های هضم کننده­ی چربی­ها متوقف می­شود.

4) میزان تری گلیسریدها در مویرگ­های لنفی روده، افزایش می­یابد.

 

جواب سوال 1- گزینه  1 درست است .  رسوب کلسترول در کیسه ی صفرا یا مجاری خروج آن، سنگ های صفرا را ایجاد می کند که در این صورت، ممکن است رنگ های صفرا به خون بیمار مبتلا به سنگ صفرا وارد شده و باعث بیماری یرقان یا زردی شود.

تشریح  سایر گزینه ها:

2 و 4) همان طور که می دانید، یکی از اعمال صفرا این است که پس از ورود به روده باعث پراکنده ذرات ریز چربی در آب و ایجاد یک امولسیون پایدار می شود و اثر لیپاز پانکراس را بر آن ها آسان تر می کند، بنابراین در اثر کاهش ترشح صفرا (مثلاً در فرد مبتلا به سنگ کلیه ی صفرا)، میزان جذب چربی ها (تری گلیسریدها) کاهش یافته و در نتیجه میزان تری گلیسریدها در مویرگ های لنفی روده کاهش می یابد و بر میزان دفع لیپیدها از طریق روده افزوده می شود.

3) توجه داشته باشید که در فرد مبتلا به سنگ کیسه ی صفرا میزان ترشح صفرا کاهش می یابد، ولی ترشح لیپاز (آنزیم هضم کننده ی لیپدها) کاهش پیدا نمی کند، فقط چون از میزان ترشح صفرا کم شده است، لیپاز پانکراس، به سختی بر لیپیدها اثر می کند و در نتیجه مقادیر کم تری چربی، هضم و در نتیجه جذب می شود.

 

سوال 2- کدام گزینه عبارت زیر را به نادرستی تکمیل می نماید؟(کنکور سراسری 93)

در فرد مبتلا  به سنگ کیسه صفرا  بخشی از.......

الف)مواد رنگین  صفرا  به خون  وارد میشود.

 ب)تری گلیسیرید ها، از طریق روده دفع می گردد.

ج)ترکیبات  صفرا  حین  غلیظ  شدن رسوب می نماید.       

د)چربی ها  به مویرگ های خونی  دیواره ی روده وارد میشوند.

جواب سوال 2-                                                                                                                                               

گزینه د مد نظر است است.در روده ی انسان ،چربی ها نمیتوانند جذب مویرگ  خونی شوند بلکه از طریق مویرگ لنفی جذب میشوند  زیرا  در اطراف مویرگ های خونی لایه ای از جنس پلی ساکارید وجود دارد که مانع نفوذ چربی ها میشود  .فارغ از اینکه شخص ،مبتلا به سنگ کیسه صفرا باشد یا نباشد چربی ها  وارد مویرگ های خونی دیواره ی روده نمیشوند (یک دام آموزشی).

تشریح سایر گزینه ها:

الف)در افرادی که سنگ صفرا دارند ،رنگ های صفراوی بیلی روبین و بیلی وردین می توانند وارد خون شوند که باعث بیماری یرقان می شود.

ب)برای تسهیل در عمل لیپاز  پانکراس ،ورود صفرا به دوازدهه ضروری است و به دلیل عدم ورود بیلی روبین وبیلی وردین  به دوازدهه در مبتلایان  به سنگ صفرا ،چربی بدون گوارش دفع میشود(از جمله تری گلیسیرید ها).

ج)در صفرا ،کلسترول وجود داردکه کبد آنرا میسازد  و در کیسه صفرا ،صفرا غلیظ میشود. به دلیل رسوب کلسترول در مجاری صفراوی  و یا در درون خود کیسه ی صفرا ،سنگ صفرا ایجاد میشود.

 

سوال 3- به طور معمول، کبد انسان در ............. ناتوان است.

(کنکور سراسری خارج از کشور 92)

1) تولید استروئیدها

2) افزایش هماتوکریت خون

3) خنثی نمودن اثرات سوء بعضی باکتری­ها

4) استفاده از بقایای اریتروسیت­های مسن

 

جواب سوال 3-

 گزینه  3درست است . ماکروفاژهای مستقر در کبد و سایر عوامل ایمنی موجود در کبد، می­توانند باعث خنثی شدن اثرات سوء عده ­ای از باکتری­ها شوند و در خنثی نمودن اثرات سوء بعضی باکتری­ها نیز ناتوان هستند. به عبارتی عوامل ایمنی موجود در کبد، توانایی خنثی کردن اثرات سوء همه­ ی باکتری­ها را ندارند.

تشریح سایر گزینه ­ها:

1) در انسان، کلسترول مربوط به غشای سلولی (نوعی استروئید)، توسط شبکه­ی آندوپلاسمی صاف سلول­های کبدی می­تواند تولید شود.

2) سلول­های کبدی انسان، با تولید و ترشح هورمون اریتروپویتین، باعث افزایش تولید گلبول قرمز و افزایش هماتوکریت خون می­شوند.

4) در کبد، می­تواند اریتروسیت­های مسن آسیب ببینند و از بین بروند. هموگلوبین آزاد شده از این اریتروسیت­ ها، به وسیله­ی ماکروفاژها تجزیه می­شود و آهن آن، بار دیگر به مغز استخوان انتقال می­یابد و برای ساخته شدن گلبول­های جدید به کار می­رود. پلوبین نیز وارد چرخه­های متابولیکی پروتئین­ها می­شود. در کبد، بیلی­روبین که ماده­ی اصلی رنگی صفرا است، به وسیله­ی ماکروفاژها از تجزیه ­ی هموگلوبین به وجود می­آید.

 

سوال 4-چند مورد درباره همة آنزیم های موجود در روده باریک انسان، نادرست است؟

(کنکور سراسری 94 خارج از کشور)

الف- همواره به صورت غیرفعال، ترشح می شوند.

ب- هم زمان با ترشحات صفرا به ابتدای دوازدهه، وارد می گردند.

ج-در سلول هایی با فضاهای بین سلولی اندک، تولید می گردند.

د- با مصرف انرژی توسط غشاء سلول سازندة خود، خارج می شوند.

1) 1                         2) 2                                  3) 3                         4) 4

جواب سوال 4-

گزینه  3درست است .  تشریح موارد :

الف) آنزیم های گوارشی موجود در روده باریک 2 منشأ دارند: اa) غدد برون ریز و پانکراس b) سلول های کنده شده از دیواره روده باریک .فقط بعضی از آنزیم های گوارشی پانکراس (پروتئازها) در ابتدا غیرفعال ترشح می شوند، در حالیکه آنزیم های سلول کنده شده دیواره روده باریک از اول فعالند. کلمه ترشح برای سلول روده باریک مناسب نیست و بهتر بود از فعل آزاد میشوند استفاده می کرد. پس مورد نادرستی است .

ب) آنزیم های سلول های کنده شده دیواره روده باریک مستقل از صفرا  و پس از آن به دوازدهه می ریزند .

نکته :  آنزیم های گوارشی پانکراس همراه با صفرا از طریق مجرای مشترک وارد دوازدهه می شوند.

پس مورد نادرستی است .

ج) منشأ آنزیم های روده باریک انسان از غدد برون ریز پانکراس (نوعی بافت پوششی) و یا سلول های کنده شده دیواره روده باریک (نوعی بافت پوششی) است.پس تمام آنزیم های خارج شده از سلول ها از بافت پوششی منشأ می گیرند و در بافت پوششی هم، فضای بین سلولی اندک وجود دارد. پس مورد درستی است .

نکته  : سلول‏های کنده شده روده باریک، مرده اند.

د) آنزیم های گوارشی پانکراس با اگزوسیتوز (فعال و با صرف انرژی) آزاد می شوند ولی آنزیم های سلول های کنده شده دیواره روده باریک بدون مصرف انرژی رها می شوند، چون این سلول ها مرده اند.پس مورد نادرستی است .

 

سوال 5-کدام عبارت، درباره ی همة آنزیم های موجود در روده ی باریک انسان درست است؟(کنکور سراسری 94)

1)     ابتدا به صورت مولکول هایی غیرفعال ترشح می شوند.

2)     همراه با ترشحات صفرا به ابتدای دوازدهه وارد می گردند.

3)     تنها با صرف انرژی توسط سلول های سازنده ی خود، آزاد می گردند.

4)     توسط سلول هایی با فضاهای بین سلولی اندک، تولید می شوند.

 

جواب سوال 5-

گزینه 4 درست است. منشأ آنزیم های روده باریک انسان از غدد برون ریز پانکراس (نوعی بافت پوششی) و یا سلول های کنده شده دیواره روده باریک (نوعی بافت پوششی) است.پس تمام آنزیم های خارج شده از سلول ها از بافت پوششی منشأ می گیرند و در بافت پوششی هم، فضای بین سلولی اندک وجود دارد.

نکته  : سلول‏ های کنده شده روده باریک، مرده اند.

تشریح سایر گزینه ها:

گزینه 1) آنزیم های گوارشی موجود در روده باریک 2 منشأ دارند: a) غدد برون ریز و پانکراس  b) سلول های کنده شده از دیواره روده باریک .فقط بعضی از آنزیم های گوارشی پانکراس (پروتئازها) در ابتدا غیرفعال ترشح می شوند، در حالیکه آنزیم های سلول کنده شده دیواره روده باریک از اول فعالند. کلمه ترشح برای سلول روده باریک مناسب نیست و بهتر بود از فعل آزاد میشوند استفاده می کرد.

گزینه 2) آنزیم های سلول های کنده شده دیواره روده باریک مستقل از صفرا به دوازدهه می ریزند ولی آنزیم های گوارشی پانکراس همراه با صفرا از طریق مجرای مشترک وارد دوازدهه می شوند.

گزینه 3) آنزیم های گوارشی پانکراس با اگزوسیتوز (فعال و با صرف انرژی) آزاد می شوند ولی آنزیم های سلول های کنده شده دیواره روده باریک بدون مصرف انرژی رها می شوند، چون این سلول ها مرده اند.

+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۰۲/۰۳ساعت 22:14  توسط دکتر فرزانه 09123667097  | 

شما اگر به شکل 15 (قسمت الف) در صفحه 29 کتاب درسی دقت کنید، می‏بینید که در دیواره روده باریک، بافت پوششی لایه مخاطی به داخل بافت پیوندی سُست خودِ لایه مخاطی و همچنین لایه زیر مخاطی نفوذ کرده است. اینچنین وضعیتی در دیواره معده انسان هم دیده می‏شود، بطوریکه با توجه به شکل 2 (قسمت الف)  این صفحه می‏بینیم که بافت پوششی لایه مخاطی معده بصورت حفره‏ ها گودال های عمیق در بافت پیوندی زیرین حضور دارند و مجاری غده‏های معده به این حفره ‏ها راه پیدا می‏کنند و از طریق این حفره‏ ها، ترشحات خود را به فضای داخلی معده تخلیه می‏کنند. شکل نه چندان واضح 20؛ داره برش عمیقی از دیواه معده را نشان می‏ده. در سمت راست، لایه ‏های سازنده دیواره معده( از عمق به سطح )نشان داده شده اند و عبارتند از:

1-لایه بیرونی: در این شکل؛ این لایه به رنگ زرد نشان داده شده است. از اسم این لایه معلومه دیگه، خارجی‏ترین لایه دیواره معده بوده و بر اساس اطلاعات کتاب درسی، 4 بخش سازنده آن عبارتست از:

a-بافت پوششی: خارجی‏ترین بخش لایه بیرونی بوده و همان ویژگی های بافت پوششی (از جمله فضای کم بین یاخته ها) را دارا است.

b-بافت پیوندی سُست: از مهمترین ویژگی‏های قابل عرض این نوع بافت، اینا هستن:

الف) ماده زمینه‏ ای، دو نوع رشته ‏های پروتئینی دارد (رشته ‏های پروتئینی کشسان و رشته‏ های پروتئینی کلاژن). نوع کشسان، خاصیت کش مانند و انعطاف پذیر دارد، در حالیکه نوع کلاژن بسیار محکم و غیر قابل انعطاف است. در این نوع بافت، پروتئین کشسان بیش از پروتئین کلاژن است. بطوریکه باعث انعطاف ‏پذیری آن شده است.

این بافت، ماده زمینه‏ای بی‏رنگ و شفاف دارد و بخاطر داشتن رشته‏ های پروتئینی کشسان زیاد، خاصیت چسبندگی داشته و علاوه بر این دو رشته‏ پروتئینی، مخلوطی از انواع مولکول‏های درشت (مثل گلیکوپروتئین‏ها)نیز در آن یافت می شود. بطور معمول این بافت، زیر بافت پوششی است و آنرا پشتیبانی می‏کند.

ب)فاصله بین یاخته ‏ها زیاد است.

ج) تعداد یاخته‏ های زیادی دارد.

د) ماده زمینه‏ ای فراوانی دارد.

c-بافت پیوندی چربی: ویژگی‏های معروف این نوع بافت پیوندی عبارتست از:

الف) تعداد زیادی یاخته چربی دارد. این یاخته ‏ها، چربی (تری‏ گلیسیرید) زیادی ذخیره می‏کنند.

ب) بزرگترین بافت ذخیره کننده انرژی در بدن (بصورت چربی) می باشد.

ج) نقش ضربه ‏گیر (مثلاً در کف دست‏ها و پاها) داشته و عایق حرارت است.

در شکل 10(قسمت پ) همین فصل بافت چربی رو نشون داده شده که در آن دانه‏ های سیاه، بیانگر هسته و رنگ زرد، بیانگر چربی است.

d-رگ‏ها: شامل سیاهرگ‏ها ، سرخرگ‏های و مویرگ های خونی و رگها و مویرگ های لنفی می‏باشند.

2-لایه ماهیچه ‏ای:ماهیچه طولی عمقی‏ ترین و ضخیم ‏ترین، ماهیجه حلقوی در وسط و ماهیچه مورب سطحی‏ ترین بخش سازنده این لایه است. این لایه ، بافت ماهیچه ‏ای بوده و از نوع صاف است، بطوریکه غیر ارادی منقبض می‏شود. یاخته‏های این لایه، تک هسته‏ ای و دوکی شکل هستند. انقباض ضعیف و کُند ولی طولانی مدتی دارند.

در انجا سه شکل از بافت ماهیچه ‏ای صاف را می‏توان داشت: شکل حلقوی ، شکل طولی و شکل مورب.

این تصویر نشان می‏دهد که شکل طولی بافت ماهیچه‏ ای صاف، بیرونی‏تر و متصل به لایه بیرونی معده است و شکل حلقوی آن درونی ‏تر است. شکل مورب درونی ‏تر از دو شکل دیگر است.

 در لابلای ماهیچه طولی ، حلقوی و مورب بافت ماهیچه‏ ای صاف معده، موارد زیر نیز حضور دارند :

الف) بافت پیوندی سست.     ب)شبکه‏ای از یاخته ‏های عصبی.                ج)رگ‏های خونی.

و البته در اینجا فقط به شبکه یاخته های عصبی اشاره کرده.

3-لایه زیر مخاطی: نازک‏تر از لایه ماهیچه‏ ای بوده و از اسمش هم معلومه که در زیر لایه مخاطی قرار گرفته است. این لایه، رابط لایه ماهیچه‏ ای و لایه مخاطی بوده و کمک میکنه که لایه مخاطی بتونه براحتی روی لایه ماهیچه ‏ای بلغزه و همچنین کمک میکنه که لایه مخاطی بتونه چین خوردگی پیدا کنه. اجزایی که در این لایه قرار دارند عبارتند از:

الف)بافت پیوندی سُست      ب)رگ‏های فراوان                  ج)شبکه‏ ای از یاخته‏ای عصبی.

و البته در اینجا هم فقط به شبکه یاخته های عصبی اشاره شده.

4-لایه مخاطی: در این لایه، بخش ماهیچه‏ ای نشان داده شده که عمقی‏تر بوده و علاوه بر آن  بخش بافت پیوندی و یاخته‏ های بافت پوششی هم حضور دارند. یاخته‏ های بافت پوششی این لایه از نظر موقعیت به دو دسته تقسیم می شوند:

1-     یاخته‏ های پوشش سطحی که سازنده بافت پوششی سطحی هستند و تنوع یاخته‏ ای زیاد ندارند و از اسمشون هم معلومه که سطحی ‏تر هستند و کتاب درسی این قسمت را حفره نامیده است.

2-     یاخته‏ های پوشش عمقی که سازنده بافت پوشش عمقی بوده و تنوع یاخته ‏ای زیادی دارند و عمقی ‏تر می‏باشند و کتاب درسی این قسمت را غده معده نامیده است.

اسامی حفره و غده در شکل وسطی دیده میشود.

پوشش داخلی معده، مانند پوشش داخلی یک بادکنک، صاف و تخت نیست بلکه منافذ میکروسکوپی دارد که هر کدام مثل دهانه چاهی می‏ماند که مرتب و مداوم، ترشحاتی به فضای داخل معده می ریزد.

براساس اطلاعات کتاب درسی، ترشحات بافت پوششی مربوط به لایه مخاطی دیواره معده، عبارتست از:

الف- ماده مخاطی: از ترکیب گلیکو پروتئین موسین و آب، ماده مخاطی حاصل می‏شود که فوق‏العاده چسبناک و ژله‏ای بوده و لایه مخاطی معده را می‏پوشاند.

ب- بیکربنات (-HCO3): این ماده،لایه ژله‏ای ماده مخاطی را قلیایی می‏کند و باعث می‏شود که سد محافظتی محکمی در برابر اسید معده و آنزیم‏های ترشحی موجود در آن بوجود آید.

براساس اطلاعات کتاب درسی، از انواع یاخته ‏های بافت پوششی عمقیِ لایه مخاطی دیواره معده، مواد متنوعی به فضای داخلی معده ترشح می‏شود. این مواد ترشحی و یاخته‏ های ترشح کننده آن عبارتند از:

1-     یاخته‏ های اصلی: آنزیم‏های گوارشی معده را ترشح می‏کنند که دو مورد مهم آنها، پروتئازها و لیپازها هستند که اولی برای گوارش پروتئین‏ها و دومی برای گوارش لیپیدها مورد استفاده قرار می‏گیرند.

بطور کلی، به پروتئازهای معده، اصطلاحاً پپسینوژن می‏گویند. پپسینوژن‏ ها، آنزیم‏های گوارشی  غیر فعال هستند که پس از ترشح به داخل حفره معده، توسط کلریدریک اسید داخل معده به شکل آنزیم فعال (به اسم پپسین) در می‏آیند.همچنین پپسین‏ های حاصل، خودشان می‏توانند به پپسینوژن‏ های دیگر اثر کرده و آنها را به پپسین فعال تبدیل کنند. وظیفه آنزیم‏های گوارشی پپسین، تبدیل پروتئین‏های غذا به مولکول‏های کوچکتر (پلی‏پپتیدها) می‏باشد.

2-     یاخته‏ های کناری: دو نوع ماده ترشح می‏کنند:

الف) کلریدریک اسید: این اسید علاوه بر اینکه باعث از بین رفتن میکروب‏های بیماریزای موجود در غذا می‏شود، باعث تولید پپسین‏ فعال از پپسینوژن غیر فعال هم می‏شود.

ب) عامل (فاکتور) داخلی: نوعی گلیکوپروتئین که با اتصال به ویتامین B12 غذا، آنرا از آسیب اسید معده و آنزیم‏های گوارشی محافظت کرده و سپس آنرا سالم به روده باریک می‏رساند.

تخریب یاخته‏ های کناری، 2 عاقبت بد به دنبال دارد:

الف) در اثر کمبود تولید و ترشح کلریدریک اسید، پپسین کمتری بوجود می‏آید، پس گوارش پروتئین‏ها مختل می‏شود.

ب) در اثر کمبود عامل داخلی، ویتامین B12 غذا تخریب می‏شود و بدن دچار کمبود این ویتامین شده و نوعی کم خونی بوجود می‏آید، زیرا ویتامین B12 در تولید گویچه‏ های قرمز خونی از سلول‏های بنیادی مغز استخوان نقش بسیار مهمی دارد. در بعضی افراد که معده اشان کاملاً از بدن خارج ‏شده است(مثلاً در صورت سرطانی شدن آن)، عامل داخلی معده اصلاً وجود ندارد و بنابراین بدن با کمبود شدید ویتامین B12 مواجه می‏شود و زندگی فرد به خطر می‏افتد.

3-     یاخته ترشح کننده ماده مخاطی: همانند یاخته ‏های پوششی سطحی، ماده‏ مخاطی را ترشح می‏کند.

4-     یاخته ترشح کننده هورمون: هورمون گاسترین توسط این نوع یاخته ساخته شده و سپس به خون ریخته می‏شود.

چهار یاخته ذکر شده در این شکل زیاد واضح نیستن و برای همین من یک شکل واضح براتون آوردم.

نکات این یاخته ها رو بخاطر بسپارین چون جای دوری نمیرن:

1-     یاخته کناری درشت‏تر از یاخته اصلی، یاخته ترشح کننده هورمون و یاخته ترشح کننده ماده مخاطی است.

2-     سطحی‏ترین یاخته، یاخته ‏های ترشح کننده ماده مخاطی‏ است.

3-     یاخته کناری، عامل داخلی معده را و یاخته اصلی، پپسینوژن را به روش برون‏رانی (اگزوسیتوز) وارد حفره معده می‏کنند.

4-     در هر دو بخش حفره معده و غده معده، یاخته‏ های ترشح کننده ماده مخاطی وجود دارد.

 حالا اجازه بدین یه چن تا نکات هم از معده در وضعیت برش نخورده بگم:

1. ابتدای معده (دریچه ی کاردیا)در سمت چپ شکم ولی انتهای آن (دریچه ی پیلور)متمایل به سمت راست شکم است.

2. هضم غذا در معده، نسبی است، بطوریکه گوارش مکانیکی (توسط حرکات معده) و گوارش شیمیایی (توسط آنزیم­های شیره معده) در آن بصورت نسبی انجام می­شود.

3. کیموس(خمیر آبکی)، مایع حاصل از فعالیت معده است که تحویل دوازدهه می­شود.

4. انقباضات کرمی در مجاورت پیلور شدیدتر از کاردیا است(ضخامت عضلات این منطقه بیشتر است) که باعث می شود تا پس از مخلوط شدن غذا با شیره معده ،کیموس به دوازدهه  تخلیه شود.

5. مهمترین عامل مؤثر در تخلیه معده، ترکیب شیمیایی و حجم کیموس معده است.

حالا بریم سراغ سوالات کنکور چن سال اخیر از این مقوله......

 

سوال1- در بخش مشخص­ شده­ی شکل روبه­رو، ماهیچه­های صاف ............. دارند. (کنکور سراسری خارج از کشور 92)

) طولی، بلافاصله پس از بافت پوششی قرار

2) حلقوی، بلافاصله پس از بافت پیوندی خارجی قرار

3) طولی، نسبت به عضلات طولی نواحی بالاتر، قطر کم­تری

4) حلقوی، نسبت به عضلات حلقوی نواحی بالاتر، توانایی انقباض بیش­تری

جواب سوال 1-

 گزینه  4درست است .  در شکل سؤال، علامت (؟)، دریچه ­ی پیلور را نشان می­دهد. در محل پیلور، ماهیچه­های صاف حلقوی (و طولی)، قطورتر از نواحی بالایی معده هستند و انقباض شدیدتری دارند.

تشریح سایر گزینه ها:

1)در دیواره معده از داخل به خارج ، به ترتیب بافت پوششی ،عضلات حلقوی ،عضلات طولی و بافت پیوندی قرار گرفته است.پس بلافاصله پس از بافت پوششی ، ماهیچه صاف حلقوی قرار گرفته است.

2) در دیواره معده از خارج به داخل ، به ترتیب بافت پیوندی ،عضلات طولی  ،عضلات حلقوی و بافت پوششی   قرار گرفته است.پس از خارج به داخل بلافاصله پس از بافت پیوندی خارجی عضلات طولی   قرار گرفته است(نه حلقوی).

3) در محل پیلور، ماهیچه­ های صاف طولی (و حلقوی)، قطورتر از نواحی بالایی معده هستند .

 

سوال2- در یک فرد بالغ، آنزیم ­هایی که آغازگر روند هضم پروتئین­ها می­باشند، ........ می­شوند. (کنکور سراسری خارج از کشور 93)

1) از ابتدای دوازدهه ترشح

2) فقط توسط غدد مجاور دریچه­ ی انتهایی معده، ساخته

3) مستقیماً باعث تولید تعدادی آمینواسید

4) توسط ترشحات بعضی از سلول­های غدد معدی، فعال

جواب سوال 2-

 گزینه  4درست است .  منظور از آنزیم هایی که در یک فرد بالغ، آغازگر روند هضم پروتئین ها می باشند، پپسینوژن است که از سلول های اصلی (پپتیک) معده ترشح می شوند، پپسینوژن پس از تماس با اسید کلریدریک (که از سلول های حاشیه ای معده ترشح می شود)، به مولکول های کوچک تر تبدیل شده و به صورت پپسین فعال درمی آید.

تشریح سایر گزینه ها:

1) هورمون سکرتین از سلول های دوازدهه که در مجاورت دریچه ی پیلور قرار دارند، به درون خون ترشح می شود و محرک ترشح بیکربناتِ شیره ی پانکراس به فضای دوازدهه است.

2) آنزیم های شیره ی معده یک انسان بالغ، شامل چند پروتئاز است که به نام کلی پپسینوژن خوانده می شوند. غده هایی که به پیلور نزدیک ترند، آنزیم های شیره ی معده را می سازند و غده های بالاتر علاوه بر آنزیم، ترشح اسید کلریدریک و فاکتور داخلی معده را نیز به عهده دارند، پس سلول های اصلی معده (ترشح کننده ی آنزیم)، هم در بالای معده و هم در مجاورت پیلور قرار دارند.

3) پپسین فعال، پروتئین ها را به مولکول های کوچک تر پپتیدی (نه مستقیماً به آمینواسیدها) تجزیه می کند.

توجه داشته باشید که آنزیم رنین نیز در شرایطی که در صورت سؤال از واژه ی «بالغ» استفاده نشده بود، می توانست به عنوان منظور تست در نظر گرفته شود، زیرا می تواند باعث رسوب نوعی پروتئین یعنی کازئین شیر شود (و بدین ترتیب هضم این پروتئین را تسهیل کند) اما با توجه به آن که آنزیم رنین تنها در شیره ی معده ی نوزادان آدمی و بسیاری از پستانداران وجود دارد، در انسان بالغ دیده نمی شود.

 

سوال 3-در مورد هر جانوری که سطح مبادلة اکسیژن و دی اکسید کربن به درون بدن منتقل شده است. کدام عبارت درست می‏باشد؟(کنکور سراسری 94)

1)     بعضی از درشت مولکول های موجود در بدن، در فضای خارج سلولی هیدرولیز می شوند.

2)     کارآیی دستگاه گردش خون در تبادل گازهای تنفسی افزایش یافته است.

3)     فشار تراوش در ابتدای مویرگ ها بیش از فشار اسمزی است.

4)     مراحل اولیة نمو رویان، یکسان می باشد.

جواب سوال 3-

گزینه 1 درست است. در جانورانی که تنفس نایی دارند (حشرات) و یا شش دارند (مهره داران بغیر ماهی ها)، سطح تنفسی (سطح مبادله اکسیژن و دی اکسید کربن) به درون بدن کشیده شده است. در این دسته از جانوران بعضی از درشت مولکول های موجود در بدن (یعنی درشت مولکول های غذایی) در فضای خارج سلولی (یعنی لوله گوارشی) هیدرولیز می شوند که اصطلاحاً به آن گوارش برون سلولی می گویند.

تشریح سایر گزینه ها:

2) هر چند برای جانورانی که از طریق شش تنفس می کنند، کارآیی دستگاه گردش خون افزایش یافته است ولی در حشرات دستگاه گردش خون نقشی در تبادل گازهای تنفسی ندارد.

3) هر چند در جانورانی که از طریق شش تنفس می کنند فشار تراوش در ابتدای مویرگ بیش از فشار اسمزی است ولی در حشارت چون گردش خون باز است، مویرگ وجود ندارد.

4) حشرات بی مهره اند و مراحل اولیه نمو رویان آن با مهره داران کاملاً متفاوت است، مثلاً در حشرات مراحل شفیرگی و ... وجود دارد که در مهره داران وجود ندارد.

 

سوال 4- در انسان، غددی که در نزدیکی پیلور قرار دارند، ......... سایر غدد معدی .......... ترشح می­کنند. (کنکور سراسری 89)

الف) برخلاف – آنزیم                                        ب) برخلاف – گاسترین

ج) همانند – اسید                                            د) همانند – فاکتور داخلی معد 

جواب سؤال4:

گزینه ی ب درست است . سلول های غدد مجاور پیلور ، هورمون گاسترین به خون ترشح    می کنند که پس از اثر بر سلول های هدف معدی عمدتاً باعث ترشح اسیدکلریدریک و به مقدار کمتری باعث افزایش ترشح آنزیم های گوارشی می شود.

فاکتور داخلی معده توسط سلول های کناری معده ترشح شده ، با اتصال به ویتامین B12 ، آنرا از اثرات مخرب آنزیم های معدی حفظ می کند.

 

 

سوال 5-  کدام گزینه عبارت زیر را به نادرستی  تکمیل می نماید؟(کنکور سراسری 93)

در یک فرد بالغ،آنزیم هایی که آغاز گر روند هضم پروتئین ها می باشند  ..............

الف)می توانند در تولید مولکول های کوچک پپتیدی نقش داشته باشند.

ب)فقط از غدد مجاور دریچه ی انتهایی معده ترشح می شوند.

ج)توسط ترشحات بعضی از سلول های غدد معدی،فعال می شوند.

د)تحت تأثیر نوعی پیک شیمیایی دستگاه درون ریز قرار می گیرند.

جواب سوال5:

گزینه ب مد نظر است . آغازگر روند هضم پروتئین،آنزیم پپسین معده است که علاوه بر  غده های مجاور پیلور ، از غده های بالاتر  از پیلور هم ترشح میشود.

تشریح سایر گزینه ها :

الف)پپسین می تواند پروتئین  ها را به پپتید های کوچک تجزیه نماید.

ج)Hcl ترشح شده  از سلول های حاشیه ای،پپسینوژن  را به پپسین فعال تبدیل میکند .

د)گاسترین علاوه بر ترشح  اسید،در ترشح آنزیم های معده نیز نقش دارد.

+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۰۲/۰۳ساعت 16:37  توسط دکتر فرزانه 09123667097  | 

دوستان گلم ؛دستگاه گوارش انسان، از نظر ساختار از دو بخش مهم ساخته شده است:

1-لوله گوارش:

که از دهان شروع میشه، از مری و معده و روده باریک گذر میکنه و پس از عبور از روده بزرگ به راست روده و مخرج ختم میشه. لوله گوارش نه فقط در انسان، در بسیاری از جانوران دیگر هم در مسیر خود بصورت حفره درمیآد، مثلاً دهان و معده در انسان و چینه‏دان و سنگدان در پرندگان، حاصل همون گشاد شدگی و حفره‏دار شدن لوله گوارش هستند.

در انسان مری رابط حلق(F) و معده بوده و دیواره ماهیچه ای از نوع صاف غیر ارادی دارد.

 

2-اندام‏های گوارشی:

این اندام ها ،ترشحات برون ‏ریز خود را به مسیر حرکت غذا در لوله گوارش اضافه می‏کنند. کبد (با ترشح مایع صفرا) و لوزالمعده (با ترشح آنزیم‏های گوارشی) به دوازدهه (ابتدای روده باریک) از مهمترین اندام ‏های گوارشی محسوب می‏شوند. البته یکسری غده‏های برون‏ریز پراکنده هم در دیواره لوله گوارش هم واقعند (مثل دیواره معده و دهان) که ترشحات‏اشان را به مجرای لوله گوارش می‏ریزند.

در این شکل ؛ مری، معده، روده باریک، روده بزرگ، راست روده و مخرج را در مسیر لوله گوارش و کبد (در زیر آن کیسه صفرا) و لوزالمعده بعنوان مهمترین اندام های گوارشی دیده میشن.تصویر پایین شکل برای گویایی بیشتر این شکل براتون آوردم تا فرم باز شده و برش خورده انو هم ببینید.

بچه ها؛ نکات مربوط به گوارش در دهان انسان (A) رو ذیلا براتون آوردم:

1. در دهان ،گوارش مکانیکی (توسط دندان ها)و گوارش شیمیایی (توسط پتیالین)هر دو دیده می­شود.

2. ترکیبات بزاق حاصل ترشح سه جفت غده برون ریز بناگوشی(B) + زیرآرواره­ای(D) + زیرزبانی(C) و غده ­های کوچک ترشح کننده موسین هستن .

3.از نظر موقعیت ...

-      غدد بناگوشی در زیر لاله ی گوش(یعنی اطراف دندان آسیای بزرگ)قرار داشته  و  ترشحات آن ، رقیق­تر و بیشتر از بقیه غدد است.

-     غدد زیرزبانی  زیر ریشه  ی زبان است و از دو غده ی دیگر کوچکتر است.

-      غدد زیرآرواره ­ای در زیر زبان و در کف فک پایین قرار گرفته است.

توجه  : میزان ترشحات غدد بزاقی تحت کنترل اعصاب خود مختار سمپاتیک و پاراسمپاتیک است.

 

4. پتیالین بزاق، نشاسته را به مالتوز (قند جوانه ی جو) تبدیل می­کند و این آغاز گوارش شیمیایی است.

5. موسین گلیکو پروتئینی است که پس از جذب آب، چسبناک شده و به موکوز تبدیل می­شود. موسین فعالیت آنزیمی ندارد و توسط غده­ های کوچک پراکنده دهان تولید می­شود.

6. لیزوزیم بزاق باعث از بین رفتن دیواره باکتری­ها می­شود.

توجه:

-      پتیالین بزاق،هم نقش آنزیمی و هم نقش گوارشی دارد.

-     موسین بزاق،نقش آنزیمی ندارد ولی نقش گوارشی دارد.

-     لیزوزیم بزاق، نقش گوارشی ندارد ولی نقش میکروب کشی دارد.

7. ترشح بزاق هنگام خواب کاهش می­یابد.

8. از نظر اندازه: غده­ ی بناگوشی <غده­ ی زیرزبانی   < غده­ ی زیرآرواره­ای

توجه:

-      بعد از حفره دهان ،حلق(E) قرار دارد.

-      با دهان بسته ،حفره دهان از حفره بینی کوچکتر است.

-     حنجره در ابتدای حلق قرار دارد.

-      تارهای صوتی در حنجره واقعند.

-     بالای حنجره ،اپی گلوت(از جنس غضروف) واقع است که در همان محل، راه نای را می بندد.

  

موقعیت بخش های مختلف در دستگاه گوارش:

بچه ها در برای آسانی درک موقعیت هر یک از اجزای سازنده دستگاه گوارش نمودار مقابل رو براتون طرح کرده ام که هم در سوالات مدرسه و هم در کنکور میتونن ازش آزمون طرح کنن.

دریچه­ های(یا بنداره های) لوله گوارش:

در مسیر لوله گوارش انسان ، سدهای ماهیچه ای تقریبا همیشه بسته وجود دارند که در مواقع لازم باز میشوند و دوباره بسته میشوند. در انسان، ابتدای لوله گوارش (ورودی غذا)، دهان و انتهای آن(خروجی مدفوع)،مخرج نامیده می‏شود. حرکت غذا در مسیر لوله گوارش انسان سالم، همواره یکطرفه، است. هرچند در شرایطی مانند ریفلاکس معده (صفحه32)، ممکن است مسیر حرکت غذا برعکس شود.

در انسان، لوله گوارش پیوسته هست، یعنی کاملاً بخش‏ های سازنده آن به هم متصلند، بطوریکه از دهان تا مخرج، قطعات لوله گوارش به نوبت، صف کشیده ‏اند. آنچه که بخش‏های مختلف لوله گوارش را از هم جدا می‏کند و به ما امکان نامگذاری و تعیین حدود آنها را می‏دهد عضلات صاف حلقوی به اسم اسفنکتر (یا بنداره) است که همانند گره‏ هایی در مسیر لوله گوارش واقعند.بنداره در لغت به معنی بند آوردن است .

نکته: از نظر شکل ظاهری، برای بافت ماهیچه‏ ای صاف 2 دسته‏بندی وجود دارد:

1-     حلقوی: ماهیچه ها،به شکل حلقه حلقه در طول یک لوله به دنبال هم قرار گرفته ‏اند ،بطوریکه با انقباض‏اشان باعث تنگ شدن لوله و با استراحت‏اشان باعث گشاد شدن آن می‏شوند. در بنداره مربوط به لوله گوارشی، فقط این نوع بافت ماهیچه‏ ای (صاف یا مخطط)وجود دارد.

2-     طولی:ماهیچه‏ ها، بصورت طولی و موازی با هم در طول یک لوله یا هر اندامی دیگر (مانند معده)قرار می‏ گیرند و با انقباض خود باعث کوتاه شدن آن قسمت و با استراحت خود باعث طویل شدن آن می‏شوند.

 بچه ها؛ بنداره، از اسمش معلومه که باعث بند آمدن حرکت غذا در مسیر لوله گوارش می‏شود. از نظر جنس هم عرض کردم از نوعی ماهیچه ‏های حلقوی(صاف یا مخطط) است. ماهیچه ‏های بنداره، مانند دریچه‏ هایی عمل می‏کنند که ارتباط موقتی دو بخش لوله گوارش را برقرار می‏کنند .ماهیچه‏های بنداره ‏های مسیر لوله گوارش انسان، تقریباً همیشه منقبض ‏اند و باعث بسته شدن منفذ آن می‏شوند تا از برگشت محتویات لوله گوارش به بخش قبلی جلوگیری شود. این بنداره‏ ها فقط با تحریک غذا از طرف یک بخش لوله گوارش، باز شده و پس از عبور غذا به بخش بعدی لوله گوارش، بسته می‏شوند.

بنداره ‏هایی که کتاب درسی ازشون اسم برده عبارتند از:

1-     بنداره ابتدای مری: مانع از هدایت غیر ارادی هوای دم به مری می‏شود. این بنداره هنگام عمل بلع باز شده و بلافاصله پس از عبور لقمه غذا به مری، بسته می‏شود.

2-     بنداره انتهای مری: این بنداره که گذرگاه انتهای مری به ابتدای معده است مانع از برگشت محتویات معده به ابتدای مری می‏شود، مخصوصاً زمانیکه معده با حرکات شدید خود قصد مخلوط کردن غذا با شیره معده را دارد و یا اینکه می‏خواهد مایع غلیظ آبکی و خمیر مانند خود را(به اسم کیموس) تحویل روده باریک دهد. نام علمی این بنداره، اسفنکتر کاردیا است. . کاردیا، عضله حلقوی صاف (از نوع  غیر ارادی) بوده و در سمت چپ بدن واقع است.

3-     بنداره انتهای معده: این بنداره، در حد فاصل خروج محتویات معده و  ابتدای روده باریک (دوازدهه) واقع شده است. نام علمی این بنداره، اسفنکتر پیلور بوده و کارش اینه که مانع از برگشت محتویات دوازدهه به معده می‏شود. . نام علمی این بنداره، اسفنکتر پیلور است  و همانند کاردیا غیر ارادی بوده و در سمت چپ بدن واقع است.

4-     بنداره انتهای روده باریک: این بنداره در حد فاصل انتهای روده باریک و ابتدای روده بزرگ (روده کور) قرار دارد و مانع از برگشت محتویات روده کور به روده باریک می‏شود. شما در این شکل، می‏بینید که زائده‏ای از پهلو به روده کور متصل است که زائده آپاندیس نامیده می‏شود که بماند، بعداً مفصل براتون توضیح میدم.

5-     بنداره انتهای راست روده: خود روده بزرگ (که اصطلاح علمی آن کولون است)، از سه بخش بالا‏رو، افقی رو و پایین ‏رو ساخته شده است. کولون پایین رو بدون داشتن بنداره به راست روده متصل می‏شود ولی انتهای راست روده توسط دو بنداره مسدود شده است. دو بنداره واقع در انتهای راست روده عبارتند از:

الف) داخلی‏ ترین بنداره که در تماس مستقیم با مدفوع بوده و چون از نوع ماهیچه صاف است، بصورت غیر ارادی باز می‏شود (یاخته‏ های ماهیچه ای آن به حالت استراحت درمی‏آیند). محرک باز شدن این بنداره حجم مدفوع موجود در راست روده است که پس از افزایش ،بصورت خودکار باعث بازشدن بنداره متصل بخود می‏شود.

ب) خارجی‏ ترین بنداره که تماس مستقیم با مدفوع ندارد و چون از نوع ماهیچه مخطط است، بصورت ارادی باز می‏شود (یاخته‏ های ماهیچه ای آن به حالت استراحت درمی‏آین.

در این شکل روده بزرگ دیده میشه و از ویژگی های آن میتونم به موارد زیر اشاره میکنم :

1.حدود 120 سانتی متر طول دارد و قطور تر از روده باریک است.

2. ابتدای آن کوتاه بوده و روده کور نامیده می­شود (زیرا انتهای آن بسته بوده و هیچ وظیفه ی مشخصی ندارد).

3. از روده کور، زائده آپاندیس آویزان است.

4. انتهای آن به راست روده متصل است.

5. بین روده کور و راست روده به 3 قسمت تقسیم می­شود که شامل:

الف: کولون بالا رو (در سمت راست)

ب: کولون افقی ­رو(در زیر و جلوی معده و پانکراس)

ج: کولون پایین رو (در سمت چپ)

6. محتوای آن عبارتست از: آب، املاح، مواد غذایی گوارش نیافته (مثل سلولز)، بقایای ترشحات غده­ های گوارشی

7. وظیفه روده بزرگ، جذب آب و املاح محتوای آن است.

8. مقداری پتاسیم و موکوز از دیواره آن ترشح و دفع می­شود.

9. پرز ندارد و آنزیم ترشح نمی­کند و حرکات کرمی هم ندارد.

10. باکتری­های آن، سلولاز دارند بطوریکه سلولز را هیدرولیز کرده و از گلوکز آن ویتامین B و K می­سازد (ویتامین B وارد مویرگ خونی و ویتامین K وارد مویرگ لنفی می­شود). این باکتری­ها گازهای سولفید هیدروژن، هیدروژن و متان تولید می­کنند.

نکته:

آپاندیس هم قسمتی از دستگاه گوارش است و هم قسمتی از دستگاه لنفی زیرا  در ایمنی هم نقش دارد که ایشالله در کتاب زیست شناسی یازدهم کلی حرف براتون دارم در اینباره.

 

حالا بچه ها بریم ببینیم طی سال های اخیر در این مقوله چه سوالاتی در کنکور مطرح شده.

سوال 1- در دستگاه گوارش انسان ..............، در سمت .......... قرار گرفته است.

(کنکور سراسری 92)

الف) کاردیا همانند روده کور – راست

ب) دریچه پیلور برخلاف کیسه­ ی صفرا – چپ

ج) کولون بالا رو همانند کیسه ­ی صفرا – راست

د) کولون پایین رو برخلاف کاردیا – چپ 

جواب سؤال 1 :

گزینه ی ج درست است . اگر به شکل کتاب توجه شود معلوم می شود که کولون بالا مانند کیسه ی صفرا در سمت راست بدن واقع است . کاردیا ، و کولون پایین رو در سمت چپ و روده ی کور و پیلور در سمت راست بدن واقع است.

 

سوال 2- بطور معمول، ................. در سمت راست بدن انسان قرار ندارد؟

 (کنکور سراسری 89)

الف) روده کور                                     ب) دریچه کاردیا

ج) کیسه صفرا                                        د) دریچه پیلور

جواب سؤال 2:

گزینه ی ب درست است . دریچه ی کاردیا (که اسفنکتر با عضله ی صاف حلقوی است) رابط مری و معده است و از بازگشت غذا از معده به مری جلوگیری می کند. این دریچه در سمت چپ بدن واقع است به دریچه ی کاردیا ، عرب ها ، باب المعده می گویند.

تشریح سایر گزینه ها :

الف) روده ی کور که منتهی الیه روده باریک و بلافاصله بعد از آن واقع است در سمت راست بدن قرار دارد و زائده ی آپاندیس از آن آویزان است .

ج) کیسه صفرا زیر لوب بزرگ کبد بوده و کبد هم که درسمت راست بدن واقع است.

د) دریچه پیلور رابط معده و روده ی باریک است . عضله حلقوی صاف بصورت اسفنکتر در آن واقع است و مانع از بازگشت غذا از روده ی باریک به معده می شود.

 

سوال 3- در دستگاه گوارش انسان، ........، در سمت ........... بدن قرار گرفته است.

(کنکور سراسری خارج از کشور 92)

1) روده­ ی کور همانند کولون پایین ­رو - چپ

2) کیسه ­ی صفرا برخلاف کولون بالارو – است

3) دریچه ­ی پیلور همانند کولون بالارو – راست

4) کاردیا برخلاف کولون پایین رو – چپ

جواب سؤال3 :

گزینه ی ب درست است . دریچه ی کاردیا (که اسفنکتر با عضله ی صاف حلقوی است) رابط مری و معده است و از بازگشت غذا از معده به مری جلوگیری می کند. این دریچه در سمت چپ بدن واقع است به دریچه ی کاردیا ، عرب ها ، باب المعده می گویند.

تشریح سایر گزینه ها :

الف) روده ی کور که منتهی الیه روده باریک و بلافاصله بعد از آن واقع است در سمت راست بدن قرار دارد و زائده ی آپاندیس از آن آویزان است .

ج) کیسه صفرا زیر لوب بزرگ کبد بوده و کبد هم که درسمت راست بدن واقع است.

د) دریچه پیلور رابط معده و روده ی باریک است . عضله حلقوی صاف بصورت اسفنکتر در آن واقع است و مانع از بازگشت غذا از روده ی باریک به معده می شود.

 

+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۰۲/۰۳ساعت 14:43  توسط دکتر فرزانه 09123667097  | 

دوستان خوبم کتاب زیست شناسی عمومی کمپل بعنوان یک رفرنس معتبر در دانشگاه ها و آزمون المپیاد زیست شناسی مورد استفاده قرار میگیره .

در اینجا این کتاب (923 صفحه) را براتون قرار دادم تا استفاده کنید.

 

لطفا برای دانلود اینجا را کلیک کنید.

+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۰۲/۰۱ساعت 13:58  توسط دکتر فرزانه 09123667097  |