|
کنکور و المپیاد زیست شناسی 1404 ( 100 در صد تضمینی و مطمئن ) | شماره تماس : 09123667097
|
آستروسيت :
تشكيلات هيپوكامپي يكي از بخش هاي قشري سيستم ليمبيك محسوب مي شود . اين سيستم در انسان با برخي از جنبه هاي هيجاني و عاطفي رفتار ، و همچنين در پديده هائي نظير دقت ، هوش ، برانگيختگي ، قدرت فراگيري و حافظه ارتباط دارد. . غير از نورون ها ، هيپوکامپ داراي انواع سلول هاي گليال است که آستروسيت ها مهمترين آنها مي باشند . آستروسيت ها سلول هاي رشته اي با ساختار پيچيده هستند كه با زوائد شعاعي متراكم خود كه در بين عناصر عصبي ( نوروني ) قرار دارند ، مشخص مي شوند . برخي از اتصالات و ارتباطات زوائد آنها مربوط به دربرگيرندگي ديواره عروق خوني محل مي باشد . مطالعه اجدادي آستروسيت ها بيان كننده اينست كه آنها يكي از انواع فنوتيپ ها براي سرويس دادن به ديگران هستند ، يعني محيط اطراف و جايگاه عمل نورون ها را تنظيم و در حد اپتيمم نگه مي دارند . بنابراين آستروسيت ها كنترل دقيقي بر روي يون هاي موضعي ، PH هموستازي ، تحويل گلوكز و آماده سازي سوبستراي متابوليكي را دارند . آستروسيت ها همچنين فضولات نوروني شامل محصولات متابوليكي و همچنين نوروترانسميترهاي رها شده در فعاليت سيناپسي را با برداشتن فعالانه آنها از بين مي برند . بطور خلاصه آستروسيت ها پاك كنند هاي چندكاره هستند كه عملشان به نورون ها اين اجازه را مي دهد كه بطور پيشرونده اي اختصاصي شده و اطلاعات را تجزيه و تحليل ، دسته بندي و انتقال دهند
فاگوسيت:
سلول هايي كه عمل فاگوسيتوز را انجام مي دهند به دو گروه ثابت و متحرك تقسيم مي شوند . سلول هاي فاگوسيت ثابت در تمامي بدن پراكنده اند ودر هر محلي شكل و نام خاصي دارند . اين سلول ها در كبد به سلول هاي كوپفر،در ريه ها به ماكروفاژهاي خانه هاي ششي و در طحال به ماكروزفاژهاي طحالي معروف اند. سلول هاي فاگوسيت متحرك شامل نوتروفيل ها، مونوسيت ها، بازوفيل ها و ائوزينوفيل ها هستند.
مراحل فاگوسيتوز عبارتند از:
1- در بسياري از موارد براي بلعيدن ميكروب، تماس به تنهايي كافي نيست؛ بلكه عواملي مانند آنتي بادي يا برخي از پروتئين هاي مكمل لازم است تا فاگوسيت را محكم به ميكروب بچسبانند و فاگوسيتوز را افزايش دهند هر ماده اي كه سبب بروز چنين حالتي شود . اپسونين نام دارد . اپسونين يك واژهي يوناني و به معناي آماده سازي براي خوردن است.
2- در مرحلهي بعدي كه بلع نام دارد، فاگوسيت ميكروب را با پاهاي كاذب احاطه مي كند . در اين حالت ، وزيكولي به نام فاگوزوم تشكيل مي شود .
3- در اين مرحله، غشاي فاگوزوم و غشاء يكي از ليزوزوم هاي فاگوسيت ادغام شده وزيكولي به نام فاگوليزوزوم را به وجود مي آورند.
4- در مرحله ي هضم، ميكروب ها دراثر آنزيم هاي ليزوزومي درون فاگوليزوزوم تجزيه مي شوند .در عين حال، آنزيم هاي غشاي فاگوليزوزوم ،تركيباتي نظير اكسيد نيتريك، پراكسيد هيدروژن و سايرمشتقات اكسيژن دار توليد مي كنند و موجب تخريب ميكروب مي شوند .
5- پس از تجزيهي ميكروب ها، مواد باقي مانده يا قابل استفاده درون سلول ريخته مي شود و مواد غير قابل هضم از سلول فاگوسيت تخليه مي گردد .
البته فاگوسيت ها تنها از راه فاگوسيتوز ميكروب ها را نمي كشند؛ بلكه آنزيم هاي تجزيه كننده و ضد ميكروبي و مشتقاتي از اكسيژن را در مايع خارج سلولي مي ريزند و بدون عمل فاگوسيتوز، ميكروب ها را تجزيه مي كنند .
6- طي افزايش نفوذ پذيري رگ ها، پروتئين هاي انعقادي موجود در پلاسماي خون به مايع ميان بافتي منتقل مي شوند. اين پروتئين ها به همراه پلاكت ها، لخته هايي موضعي به وجود مي آورند و ناحيهي آلوده را مهر و موم مي كنند تا ترميم بافت آسيب ديده آغاز شود و بهبودي حاصل گردد.
7- ترميم بافت آخرين مرحله ي التهاب است. در اينمرحله، بر حسب سلول هاي مختلف، ممكن است سلول هاي آسيب ديده ي بافت تكثير شوند يا تكثير نشوند. به عنوان مثال، سلول هاي كبد تكثير مي شوند اما نورون ها تكثير نمي شوند . در هر دو حالت فيبروپلاست ها( نوعي سلول بافت پيوندي) كه به ناحيهي آسيب ديده مهاجرت مي كنند با سرعت تقسيم مي شوند و مقادير زيادي كلاژن ترشح مي كنند . سلول هاي رگ هاي خوني نيز تكثير مي شوند و به اين ترتيب بافت ترميم مي شود.
درشتخوارها یا ماکروفاژها:
یاختههایی دارای قدرت بیگانهخواری هستند که یاختههای فرسوده و بقایای سلولی و ریزسازوارهها را به درون خود کشیده و توسط آنزیمهای لیزوزومی ازبین میبرند. درشتخوارها بطور غیر مستقیم در حفظ و ترمیم و بطور غیر مستقیم در دفاع از بدن دخیل هستند. درشتخوارها در مغز استخوان ساخته میشوند. درشتخوار آزاد دارای هستهای لوبیایی و خارج از مرکز و سیتوپلاسمی وسیع و حاوی اجسام باقی مانده میباشد که آنها را به سادگی از فیبروبلاستها قابل تشخیص میسازد. علاوه بر درشتخوارهای بافت همبند، سایر بافتها و اندامها نیر دارای یاختههایی با ویژگیهای درشتخوارها میباشند که نامهای گوناگونی به آنها داده میشود. برای نمونه، این یاختهها را در کبد به نام کوپفر، در ریه به نام درشتخوارهای ریوی، در بافت عصبی مرکزی به نام میکروگلیال و در ارگانهای لنفی به نام درشتخوارهای دیواره سینوزوئیدی مینامند .