خرید تمام هفت خوان جزوه زیست شناسی دکتر جعفر فرزانه

کنکور و المپیاد زیست شناسی 1404 ( 100 در صد تضمینی و مطمئن ) | شماره تماس : 09123667097

صفحه 75، کل پاراگراف (تبادل مواد در مویرگ‏ها) و شکل 14 – صفحه 76، پاراگراف1 و شکل 15:

 

 

برای تبادل دو طرفه مواد در طرفین دیواره مویرگ‏های خونی سه نوع ساز و کار وجود دارد:

1-     انتشار: طبق تعریف، به حرکت مواد از محیط پر غلظت به محیط کم غلظت، انتشار می‏گویند. حال اگر این انتشار فقط برای مولکول‏های آب، آنهم از لابلای غشای یاخته باشد، اسمز گفته می‏شود. اغلب مولکول‏های محلول در پلاسمای خون به روش انتشار به محیط بین یاخته‏ای راه پیدا می‏کنند و اغلب مولکول‏های محلول در محیط بین یاخته‏ای هم با همین روش به پلاسمای خون راه می‏یابند. در هر دو مورد شیب غلظت، جهت انتشار را تعیین می‏کند یعنی حرکت مولکول‏ها از محیط پر غلظت به محیط کم غلظت انجام می‏شود (پاراگراف 1 صفحه 23).

کتاب درسی، معتقده که محل انتشار در دیواره مویرگ ‏های خونی می‏تونه یکی از موارد زیر باشد:

الف) منافذ بین یاخته ‏ای: این منافذ که بین یاخته های مجاور هستند پر از آب بوده و مولکول‏ هایی از این منافذ عبور می‏کنند که حلالیت آنها در لیپیدهای غشای یاخته کم است ولی می‏توانند به راحتی در آب حل شوند. بعنوان مثال گلوکز، آمینو اسیدها، یون‏ های سدیم و پتاسیم از طریق این منافذ منتشر می‏شوند. مولکول‏ های آب هم می‏توانند از این طریق مبادله شوند. در شکل 14 (صفحه 75 )که مربوط به برش عرضی از یک مویرگ خونی است، شماره 2، عبور مواد محلول در آب را از راه منافذ بین یاخته‏ ای نشان می‏دهد. همین شکل، منافذ پر از آب را در دیواره مویرگ نشان می‏دهد.

ب) غشای یاخته ‏ای: در این موقعیت از لابلای غشای یاخته ها، آندسته از مولکول‏ها عبور می‏کنند که حلالیت آنها در لیپیدهای غشای یاخته بیشتر است. بعنوان مثال مولکول‏ های اکسیژن، کربن‏ دی ‏اکسید و اوره که حلالیت ‏اشان در لیپیدهای غشای یاخته زیاد است از غشای یاخته‏ای عبور می‏کنند. مولکول‏ های آب علاوه بر موقعیت قبلی، از این موقعیت هم عبور می‏کنند. در شکل 14 همین صفحه (برش عرضی مویرگ خونی) شماره 1، عبور مواد محلول در چربی از غشای یاخته را نشان می‏دهد.

2- درون‏ بری و برون‏ رانی: بعضاً لازم است که مواد درشتی، مانند پروتئین‏ ها از طرفین دیواره مویرگ خونی تردد کنند. بعنوان مثال پروتئین پادتن (که درشت مولکول است) قرار است که از پلاسمای خون وارد فضای بین یاخته ‏ای شود و یا اینکه قرار است یک هورمون پروتئینی از فضای بین یاخته‏ای وارد پلاسمای خون شود. در این حالت، پروتئین‏های درشت نمی‏توانند از منافذ بین یاخته ‏ای بافت پوششی مویرگ‏های خونی عبور کنند، بنابراین اگر قرار باشد پروتئینی از پلاسمای خون وارد مایع بین یاخته‏ای شود، ابتدا توسط یاخته های دیواره مویرگ  ،آندوسیتوز شده و در حفره‏ای از جنس غشای یاخته محصور می‏شود و به شکل یک کیسه در می آید و بالاخره طی فرایند اگزوسیتوز از همان یاخته به طرف مایع بین یاخته‏ای هدایت می‏شود. همچنین اگر قرار باشد پروتئینی از مایع بین یاخته‏ ای به داخل پلاسمای خون راه یابد ابتدا توسط یاخته های دیواره مویرگ ،آندوسیتوز شده و پس از ایجاد ساختار کیسه ‏ای از جنس غشای یاخته در داخل میان یاخته، از همان یاخته طی فرایند اگزوسیتوز به پلاسمای خون راه پیدا می‏کند. در هر دو نوع تبادل ذکر شده (از خون به فضای بین یاخته ‏ای و بالعکس) ابتدا از نسبت سطح به حجم یاخته پوششی دیواره مویرگ کاسته شده (طی آندوسیتوز) و سپس بر نسبت سطح به حجم آن افزوده می‏شود (طی اگزوسیتوز) و این یعنی غشای یاخته ‏ای دیواره مویرگها به همان میزان که از دست داده می‏شود ، بدست می‏آید. هم درون ‏بری و هم برون‏ رانی مستلزم صرف انرژی بصورت ATP است ،بطوریکه گفته می‏شود درون‏بری و برون‏رانی عملی فعال هستند. شکل 14 این صفحه، درون ‏بری و برون‏ رانی را نشان می‏دهد. این شکل، دانه ‏های سبزی را نشان می‏دهد که بدلیل نداشتن گیرنده در سطح داخلی مویرگ‏ها نمی‏توانند از لابلای غشای یاخته عبور کنند، بنابراین پس از برخورد به یاخته ‏های دیواره مویرگ‏ های خونی برگشت داده می‏شوند.

3-جریان توده‏ای: در این روش مواد از راه منافذ بین یاخته‏ های پوششی دیواره مویرگ‏ها عبور می‏کنند و هر چند در این عبور، انتخابی در کار نیست ولی جهت عبور برحسب شرایط معلوم می‏شود، بطوریکه دو نوع فشار در ایجاد جریان توده‏ای شرکت دارند و تفاوت بین این دو فشار در درون و بیرون مویرگ، جهت عبور مواد را مشخص می‏کند.

ایندو فشار عبارتست از :

الف) فشار اسمزی: تعریفی که در سطر اول صفحه 24 کتاب درسی برای فشار اسمزی آورده شده، کمک زیادی به فهم موضوع نمی‏کنه ولی ما می‏توانیم معیاری برای فشار اسمزی تعیین کنیم. بطوریکه هرچه یون‏ ها و مولکول‏های قطبی در یک محیط زیاد باشند فشار اسمزی آن بالاتر است زیرا این مواد آبدوست بوده و تعداد مولکول‏های زیادی از آب در محیط حضور خود نگهداری می‏کنند. در صفحه 79 کتاب درسی اشاره کرده که بیش از 90 درصد خوناب، آب بوده و در آن پروتئین‏ها، مواد غذایی، یون‏ها و مواد دفعی حل شده‏اند .همین مواد حل شده، باعث ایجاد فشار اسمزی در پلاسمای خون شده و حفظ آب در محیط خون را ممکن می‎‏سازند. بطور معمول در طول یک مویرگ خونی، فشار اسمزی تغییرات چندانی نمی‏کند. کتاب درسی منشأ پیدایش فشار اسمزی خون را پروتئین‏های محلول در آن می‏داند که به نظر بیشترش مربوط به اونه (نه همه).

ب) فشار تراوشی: فشار خون در همه سرخرگ ‏های بدن وجود دارد، البته هر چه مایع خون از قلب فاصله می‏گیره از میزان فشار خون کاسته می‏شود. در محل سرخرگ‏ های کوچک هر چند از میزان رشته‏ های کشسان دیواره آن کاسته می‏شود ولی نسبت به آن رشته‏ ها، هنوز ضخامت لایه ماهیچه ‏ای صاف زیاد است و نوعی مقاومت در برابر گشاد شدن این سرخرگ‏ ها بوجود می‏آید که باعث حفظ فشار خون در محل سرخرگ‏ های کوچک می‏شود، بطوریکه زمانیکه خون از دهانه باریک این نوع سرخرگ‏ ها وارد مویرگ ‏ها می‏شود هنوز باقیمانده ‏ای از آن وجود دارد که اصطلاحاً فشار تراوشی نامیده می‏شود. تراوش (در لغت یعنی چکیدن)، فرایندی است که باعث عبور مواد ریز پلاسمای خون به فضای بین یاخته‏ای می‏شود. هرچند در طول یک مویرگ میزان فشار اسمزی تقریباً ثابت است، میزان فشار تراوشی در انتهای سرخرگی مویرگ بیش از انتهای سیاهرگی آن است، چون فشار تراوشی نیروی خود را صرف عبور یکطرفه مواد از خون به فضای بین یاخته‏ای کرده است. شکل 15 (صفحه 76)، قسمت پایین، نشان می‏دهد که میزان فشار تراوشی خون در انتهای سرخرگی مویرگ بیش از فشار اسمزی خون است، بطوریکه باعث خروج توده‏ ای مواد از خون به فضای بین یاخته ‏ای می‏شود. این عبور مواد باعث می‏شود که مواد در اختیار یاخته‏ های بافت قرار گیرد.اگر شما دقت کنید میزان فشار تراوشی خون و فشار اسمزی تقریباً در وسط مویرگ با هم برابر می‏شود بطوریکه در این موقعیت تقریباً عبور موادی از پلاسمای خون به مایع بین یاخته ‏ای انجام نمی‏شود.

در انتهای سیاهرگی مویرگ، میزان فشار تراوشی خون از میزان فشار اسمزی خون کمتر می‏شود و باعث می‏شود مَکِشی از طرف پلاسمای خون برای مواد محلول در فضای بین یاخته‏ ای وارد شود و بازگشت توده ‏ای مواد به مویرگ‏ها انجام می شود.

در این شکل اگر خط افقی پایین را زمان در نظر بگیریم، زمان لازم برای خروج مواد از خون به فضای بین یاخته‏ای بیش از زمان لازم برای بازگشت مواد از فضای بین یاخته‏ای به خون است. در ضمن کاهش فشار تراوشی در انتهای سرخرگی سریعتر از انتهای سیاهرگی آن است. قسمت بالای همین شکل باز هم تعداد فلش‏هایی که مواد را از خون خارج می‏کنند بیش از تعداد فلش ‏هایی کشیده شده است که دارند مواد را به خون بر می گردانند ولی با توجه به اینکه فاصله اغلب یاخته ‏های بدن تا مویرگ‏ ها حدود 0/02 میلی‏متر است بنظر می‏آید که در این شکل فاصله دیواره مویرگ از یاخته ‏های بافت بیش از اندازه با فاصله کشیده شده است.

 

 

+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۰۱/۱۸ساعت 17:18  توسط دکتر فرزانه 09123667097  |