|
کنکور و المپیاد زیست شناسی 1404 ( 100 در صد تضمینی و مطمئن ) | شماره تماس : 09123667097
|
صفحه 72، پاراگراف 1و2 (رگهای خونی) و شکل 11:

در گفتار 1 (فصل 4)راجع به قلب ،کلی مطالب براتون نوشتم. راستی میدونین قلب در لغت یعنی چه؟ معنی لغوی قلب یعنی دگرکونی و امّا دگرکونی چی؟ دگرگونی خون. دگرگونی خون از چی به چی؟ از خون تیره به خون روشن. یعنی قلب انسان باعث تبدیل شدن خون تیره به خون روشن میشود و بعبارت دیگر قلب انسان کمک میکند تا ششها خون تیره را دریافت کرده وخون روشن پس بدهند.
رگهای خونی، بخش دوم دستگاه گردش خون هستند و الان اونو توضیح میدم و در گفتار 3 همین فصل، راجع به بخش سوم دستگاه گردش خون (یعنی بافت پیوندی خون) بحث خواهم کرد. رگها در بدن انسان 5 نوع میتوانند باشند. سرخرگها، سیاهرگها، رگهای لنفی، مویرگهای خونی و مویرگهای لنفی.
در دستگاه گردش خون انسان، سه نوع رگ خونی وجود دارد: سرخرگهای خونی، سیاهرگهای خونی و مویرگهای خونی . این سه نوع رگ، بصورت شبکه بسته در ارتباط با یکدیگر هستند . قلب انسان دو جور با شبکه رگی بدن در ارتباط است. در نوع اول، سرخرگ آئورتی از قلب خارج شده و به همه بافتهای بدن (بجز ششها) مراجعت کرده و پس از تشکیل مویرگهای خونی (در محل بافتها) از طریق بزرگ سیاهرگهای زیرین و زبرین به قلب برمیگردد و در نوع دوم، سرخرگ ششی از قلب خارج شده و به ششها مراجعت کرده و پس از تشکیل مویرگهای خون در آن اندام، از طریق سیاهرگهای ششی به قلب برمیگردد.
نه فقط رگها، بلکه بسیاری از بخشهای سازنده بدن انسان، ساختار سازنده اشان باید مناسب برای انجام کاری باشد که برایشان در نظر گرفته میشود. بنابراین ساختار هر یک از این رگها متناسب با کاری است که انجام میدهند. دیواره همه سرخرگها و سیاهرگهای بدن انسان از سه لایه اصلی تشکیل شده است:
1- لایه داخلی: بافت پوششی سنگ فرشی ساده (یک لایه یاخته ای) بوده که در زیر آن غشای پایه قرار گرفته است. قبلاً عرض کردم که غشای پایه شبکهای از رشته های پروتئینی و گلیکوپروتئین است.
2- لایه میانی: ماهیچه صاف بوده که در آن رشته های کشسان (الاستیک) و یا انعطاف پذیر زیادی وجود دارد.
3- لایه خارجی: نوعی بافت پیوندی است و رابط لایه های درونیتر سیاهرگها و سرخرگها و بافتهای پیرامون آنها است.
از نظر جنس بافتی سازنده، دیواره سرخرگها و سیاهرگها شباهت اساسی دارند ولی از نظر ضخامت دیواره، دیواره سرخرگها از دیواره سیاهرگها ضخیم تر است و آنهم مربوط به ضخیم بودن لایه میانی (لایه ماهیچه ای) و لایه خارجی (لایه بافت پیوندی) آن است. کتاب درسی، در اینجا از واژه «معنیدار» برای بیشتر بودن ضخامت دیواره سرخرگها نسبت به سیاهرگها استفاده کرده است. حالا چرا «باید» و فلسفه و شأن نزول بیشتر بودن ضخامت دیواره سرخرگهای خونی نسبت به سیاهرگهای خونی چیست؟ داستان برمیگردد به این قضیه که سرخرگها باید بتوانند فشار خون زیاد وارد شده از سوی قلب را تحمل و هدایت کنند یعنی دیواره سرخرگ ها هنگام وارد شدن فشار خون حاصل از قلب عقب نشینی می کنند،یعنی نرمش قهرمانانه نشان می دهند. (به این مفهوم که استفاده به موقع وبجا از انعطاف و اقتدار) و سپس با یک حرکت فیلیپینی!!! و فشار بر خون آنرا به جلو هُل می دهد!!!!
شما اگر شکل 11 همین صفحه را رؤیت بفرمایید، میبینید که در برش عرضی، سرخرگها اکثراً گرد هستند، در حالیکه، سیاهرگ های هم اندازه آنها، دیوارهای نازکتر داشته و حفره داخل آنها گستردهتر و بیشتر است. همچنین بسیاری از سیاهرگها (مخصوصاً سیاهرگهای پاها و مناطق پایینتر قلب) دریچههایی در مسیر حرکت خون سیاهرگی دارند که جهت حرکت خون را یکطرفه میکنند، بطوریکه طی عبور خون باز میشوند و اگر خون قصد بازگشت داشته باشد بسته میشوند.
از شکل 11 معلومه که اگر یک سرخرگ و یک سیاهرگ هم قطر را در نظر بگیریم با وجود برابر بودن قطر خارجی آندو، قطر داخلی سیاهرگ از قطر داخلی سرخرگ بیشتر است و برای همین است که فشار خون در سرخرگها بیشتر بوده و بیشترین حجم خون انسان در سیاهرگها قرار دارد. در این شکل برش عرضی از سرخرگ آئورت و بزرگ سیاهرگ زیرین انجام شده که تقریبا هم قطرند و نشان میدهد که دیواره سرخرگ ها، چند لایه یاخته ای نازک و منظمی دارند، در حالیکه دیواره سرخرگها، چند لایه یاخته ای قطور و در هم فرو رفته دارند.